فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٠٨ - ع
(اساس ص ٣٥٤- تهافت التهافت ص ٣٣٣- كشف المراد ص ٢٨).
عِلَّتِ قَريب
- علت قريب يا علل قريبه در مقابل علل بعيدهاند هر امرى كه بلا- واسطه و فاصله خود مؤثر در وجود معلول باشد علت قريبه است و بنا بر اين در علل معده جزء اخير آنها كه بلا فاصله مؤثر در معلول است علت قريب است و ساير علل معده بعيدهاند.
(از شفا ج ١ ص ٢٤- ج ٢ ص ٥٢٦).
عِلَّتِ عَرَضى
- (اصطلاح فلسفى) رجوع بعلت ذاتى و (شفا ج ٢ ص ٥٢٦) شود.
عِلَّتِ مُؤثِّره
- (اصطلاح فلسفى) مراد از علت مؤثره علت تامه است كه خود مؤثر در وجود معلول است رجوع شود به علت تامه و (از شفا ج ١ ص ٢١٠، ١٤١).
عِلَّتِ مادى
- (اصطلاح فلسفى) علت مادى ماده و موادى است كه محل حلول صورت است و جزء مقوم شىء است و جنبه بالقوة و استعداد قبول شىء است و محل استقرار قوت و حامل قوت است.
علت صورى و مادى علل ماهيتاند.
شيخ الرئيس در مقام بيان علل اربعه گويند:
علت هر چيزى يا داخل در قوام و جزء اول است يا نه در صورت اول يا آنكه موجب وجود معلول است بالفعل يعنى موجب فعليت شىء است، صورت و علت صورى مينامند و يا جنبه بالقوة شىء است علت مادى مينامند و در صورت دوم يا امرى است كه شىء براى آن موجود ميشود غايت خوانند و يا آنكه شىء براى آن موجود نمىشود آن هم دو صورت دارد يا آنكه وجود معلول از او است، فاعل نامند و يا علاوه بر آنكه وجود معلول از او است در او هم هست، موضوع نامند (شفا ج ٢ ص ٤٦٧).
عِلَّتِ مُبقيه
- (اصطلاح فلسفى) در زير عنوان اصطلاح بقاء اكوان بيان شد كه علت موجبه و مؤثره بنا بر تحقيق علت مبقيه هم هست و هر موجودى همان طور كه در حدوث احتياج بعلت دارد در بقاء هم احتياج بعلت دارد زيرا علت حاجت بعلت همان طور كه در زير كلمه احتياج ممكن بيان شد امكان است و امكان در هر حال باقى است و كسانى كه قائل ببقاء اكوانند علت حاجت بعلت را حدوث ميدانند و گويند موجودات بعد از حدوث احتياج بعلت مبقيه ندارند زيرا بعد از حدوث علت حاجت بعلت مرتفع ميشود.
(از شفا ج ١ ص ٤٢٢)
عِلَّتِ مُعِدَّه
- (اصطلاح فلسفى) علت يا علل معده عبارت از امورى ميباشند كه هر يك به تنهائى مؤثر در وجود معلول نمىباشند و لكن موجب نزديك شدن صدور معلول از علت مؤثرهاند و بعبارت ديگر مجموع امورى كه معلول را مهياى صدور از علت مؤثره مينمايند علل معده نامند و علل مقربه هم ناميدهاند از آن جهت كه سبب نزديك شدن صدور معلول از علتاند و معلول را بمرتبه صدور از علت مؤثره ميرسانند و يا علت مؤثره را بمرحله ميرسانند كه موجب صدور معلول ازو شود و بالاخره علل معده امورى هستند كه مجموعا شرائط تأثير علت تامه مؤثره را فراهم آورند.
چنانكه بيان شد بعضى گويند هر يك از علل معده علت ناقصهاند و جمعا علت