فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٩٢ - ع
گويد. پس بديدم چراغى كه ازو نورى تافت و بر مىافروخت سكان خانه از اشراق او يعنى عقل فعال كه مدبر اين عالم است ... و فعال بدن گويند كه افعالهاى بسيار زايد بخلاف عقول فلكى كه از ايشان جز يك فعل نزايد (قصة الغربة ... ضميمه مجموعه دوم مصنفات ص ٢٨٩).
و بالاخره عقل فعال عقل دهم و كدخداى زمين و عقل منفصل است.
شيخ الرئيس در مقام بيان اثبات وجود عقل فعال گويد: چون معقولات اندر نفس بقوت است و بفعل همىآيد بايد كه چيزى بوده باشد عقلى كه وى ايشان را از قوت بفعل آورد و شك نيست كه يكى بود از آن عقلها كه اندر علم الهى گفتيم و خاصه آنكه بدين عالم نزديكتر است و او را عقل فعال خوانند كه وى فعل كند اندر عقلهاء ما تا از قوت به فعل آيند (دانشنامه بخش طبيعيات ص ١٢٣).
عَقلِ فَيّاض
- (اصطلاح فلسفى) مراد عقل فعال است كه فائض صور موجودات و نفوس جزئيه انسانيه است و تمام عقول در مرتبه خود نيز فياضاند لكن عقل فياض نسبت به جهان ما همان عقل فعال است رجوع بعقل شود.
عَقلِ كُل
- (اصطلاح فلسفى) مراد عقل اول است ناصر خسرو آرد: در تركيب آفرينش پديد آوردهشده اول را عقل كل گويند و آن موجود كاملتر از موجودات بعد از آنست زيرا موجود پيشين تا كامل و واجد كمال نباشد موجود ديگرى را نيافريند (خوان الاخوان ص ٢٨ و رجوع باسفار ج ٣ ص ١٦٩ و مجموعه دوم مصنفات ص ١٢٦ و مصنفات ج ١ رساله ٣ ص ٨ شود). و رجوع به عقل بالفعل شود.
عَقلِ كُلّى
- (اصطلاح فلسفى) مراد از عقل كلى همان عقل كل و عقل اول است اخوان الصفا آرند: «و يعلم ان العقل الكلى هو ايضا نور فائض من وجود البارى و هو نور الانوار و محض الوجود و معدن الجود» (اخوان ج ٣ ص ٣٢٢). رجوع به عقل بالفعل شود.
عَقلِ مُستَفاد
- (اصطلاح فلسفى) عقل بالمستفاد مرحله چهارم نفس انسانى است كه مرتبت حصول تمام علوم نظرى و اكتسابى است «و العقل بالفعل ذو- استعداد الاستحضار للنظريات المكتسبة المخزونة متى شاء بمجرد الالتفاف بلا اكتساب جديد و العقل حيث انعدم استعداد فيه و استحضر العلوم مشاهدا آياها مستفادا اى من العقل الفعال الذى هو مخرج نفوسنا من القوة الى الفعل».
(شرح منظومه ص ٣٠٦ رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ٢٧٦- اسفار ج- ص ٣٠٤، ٣١٣).
عَقلِ مُضاعَف
- (اصطلاح فلسفى) عقل بالمستفاد را عقل مضاعف هم ناميدهاند زيرا هم از ناحيه عقل فعال كسب فيض ميكند و هم از مادون خود يعنى عقل هيولانى و بالملكه و بالفعل و بالاخره حواس ظاهره و باطنه رجوع به عقل بالفعل شود.
عَقلِ مُفارِق
- (اصطلاح فلسفى)