فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٦٥ - ز
(از عده ج ٣ ص ٣٥٥).
زندگى
- زندگى قبول اقبال محبوب را گويند (كشف المحجوب ص ٥٠٠)
زنديق
- (اصطلاح كلامى) زنديق يعنى ملحد و دهرى و بعضى گويند كلمه فارسى است كه معرب شده و اصل آن زند دين بوده است و زنديق كسى است كه قائل بدوام دهر است و بعضى گويند منسوب بزند كتاب مزدك است كه تأويل كتاب مجوسى است كه زرتشت آورده است و زنادقه عبارت از مانويهاند.
و بالاخره گفته شده است كه زند دين است يعنى كسانى كه بدين زند گرويدهاند.
در كشاف است كه زنديق كسى است كه ثنوى مذهب باشد و قائل بنور و ظلمت و يزدان و اهرمن است و خالق خير را يزدان داند و شررا اهرمن و بعضى گويند كسى كه منكر قيامت و خدا باشد.
(از دستور ج ٢ ص ١٥٧- كشاف ص ٦١٧)
زَوائِد اربَعَه
- (اصطلاح ادبى) حروف اتين (ا- ت- ى- ن) را گويند.
و اين حروف را حروف مضارعه هم نامند چون كه فعل مضارع را از فعل ماضى درست كنند بزياد كردن يكى از اين حروف در اول آن. (از شرح تصرف ج ١ ص ٨٠).
در اصطلاح عرفا زوائد، زيادت انوار باشد (تاريخ تصرف ص ٣٤٧.)
زَوال
- (اصطلاح هيوى و نجومى) انتقال آفتاب از خط نيمروزان است ابو ريحان گويد:
دايره ارتفاع كه بر دو تقاطع معدل النهار با افق همىگذرد او را دايره بىسمت خوانند و نيز دايره ابتداى سمتها. و چون آفتاب بر اين دايره باشد ارتفاع او را ارتفاع بىسمت خوانند. و سايه مقياس آن وقت سايه بىسمت. زيرا كه بر استقامت خط اعتدال او فتاده بود، و سمت او را دورى نبود. و اين ارتفاع و سايه، آفتاب را يا كوكبى نبود تا ميل او سوى شمال نبود.
همچنان كه ايشان را نيز بشمال سمت نبود از خط اعتدال مگر با ميل شمالى و اول وقت نماز ديگر بحسب رأى و مذهب امامان است اندر آخر وقتها نماز پيشين و اول وقتهاى نماز ديگر و آخرش. چون روزى مقدار سايه نيمروزان دانى، و او را فى الزوال خوانند، و آنگاه بر وى يك بار چند مقياس بفزايى و سايه او بيابى و رصد كنى تا بدان مقدار رسد كه حاصل كردى آن اول نماز ديگر باشد اندر آن روز نزديك امامان حجاز. و اين سايه را زيادة المثل خوانند. و بوى اندر آلتها نويسند اول وقت نماز ديگر. و كر برفى زوال دو بار همچند مقياس بفزائى، و آنگاه سايه رصد كنى تا بدان مقدار شود، آن وقت نماز ديگر بود نزديك امامان عراق.
و او را زيادة المثلين خوانند. و اندر روى آلتها نويسند آخر نماز ديگر.
اين آن نقطه است از افق شهر كه با وى تقاطع همىكند از دايره كه بهر دو سمت رأس آن شهر گذرد و آن مكه. و بعد او از خط اعتدال يا از خط زوال، اندازه آنچ بر نماز كن واجب است كه بگردد از اين هر دو خط و قبله بر وى راست كند (التفهيم ص ١٨٥- ١٨٤)
زوال مانع
- (اصطلاح فقهى) در كليات حقوقى آمده است: