فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٦٤ - د
از جمله اين است كه اعصاب دو دستهاند يك دسته آلات و ابزارى كه خدمتگزاران قوه حاسه رئيسهاند كه واقع در قلب است در اينكه هر يكى از آنها حس و احساس ويژه خود را بدرستى انجام دهد و دسته ديگر آلات و ابزار، آن اعضائىاند كه خادم قوه نزوعيهايست كه در قلب است كه بواسطه آن امكان حركت ارادى براى آنها حاصل ميشود (از ترجمه آراء اهل مدينه فاضله ترجمه نگارنده ص ١٩٨)
دميكا
- (گاهشمارى) روز پانزدهم ديماه بود كه روز دى به مهر هم نامند و از اعياد فارسيان بود و تشريفاتى خاص دارد.
(از آثار الباقيه ص ٢٣١) ضبط كلمه روشن نشده و ظاهرا ديمكان است.
دِيخ
- (اصطلاح گاهشمارى) و روز ششم از كانون آخر بود و آن روزى است كه يحيى بن زكريا عيسى بن مريم را بجوى اردن تعميد كرد و چون عيسى از آب اردن بيرون آمد روح القدس بر كردار كبوترى بدو پيوست.
ضبط دقيق اين كلمه با نوع اعجام آن معلوم نشد ذيخ و ذيح هم آمده است.
(از التفهيم ص ٢٤٨)
دُنيا
- (اصطلاح عرفانى) دنيا اگر از دنو باشد بمعنى نزديكى است و اگر از دنى باشد بمعنى پستى است.
كلمه دنيا اغلب مقابل آخرت استعمال ميشود و نزد اهل سلوك دنيا چيزى است كه انسان را از خدا باز دارد.
حضرت امير فرمودند: دنيا خانه كسى است كه او را خانه نباشد و مال كسى است كه او را مالى نباشد.
در كلمات بابا طاهر است كه: دنيا صورت آخرت است و جميع آنچه در آخرتست در دنيا مشهود است.
او گويد: دنيا را دناءت بينهايت است و عوارض نمايان دارد حقيقت دنيا نمونه جحيم است و عوارض آن مشتهيات نفسانى و مقتضيات شيطانى است كه فريبدهنده مردم است.
و باز گويد: دنيا وجود قرب نفس است يعنى قرب سالك به نفس خود و گويد اموال دنيا وديعه حق است و اگر كسى بدون اذن در آن تصرف كند خائن است.
و گفته شده كه «الدنيا قنطرة الآخرة» و باز فرمودند «الدنيا دار بالبلاء محفوفة» و بالاخره دنيا غفلت از حق و توجه به خلق است.
(از كشاف ج ١ ص ٥٠٥- شرح كلمات بابا ص ٨٨) و گفتهاند «ترك الدنيا للدنيا من علامات حب الدنيا» (طبقات ص ٤٩١) قصار گويد:
«حسبك من الدنيا صحبة فقير و خدمة ولى» (طبقات ص ٣٢٠) ابو بكر كنانى گويد:
«كن فى الدنيا ببدنك و فى الآخرة بقلبك» (طبقات ص ٣٧٤).
محمد بلخى گويد: الدنيا عروس الملوك و مرآة الزهاد، اما الملوك فتجملوا بها و اما الزهاد فنظروا الى آفتها فتركوها» (از طبقات ص ٢٢٥) و گفتهاند «كل الدنيا فضول الا خمس خصال خبز يشبعه و ما عيرويه و ثوب يستره و بيت يسكنه و علم يستعمله» (از طبقات ص ٥٠)