فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٨١ - ع
ديگرى حصول صورت در عقل و سه ديگر حصول صورت در جسم قسم اول بواسطه انفعال و دوم بواسطه حصول صورت مفردا و غير ملابس با ماده است وى قواى نفس را متساوى الرتبه نمىداند و آن را ذو درجات مختلف و در حال تكامل و ترقى ميداند كه از محسوس بواسطه متخيله به معقول رود.
عقل در نفس طفل بالقوة است و بعد از ادراك صور اجسام بالفعل ميشود و اين انتقال از قوت به فعل كار عقل فعال است و او است كه واهب الصور است.
عقل فعال نه تنها مبدأ فيضان حدوث نفس است بلكه مبدأ و مصدر صور جمادات و نباتات و حيوانات است.
از بررسى كلمات او در موارد مختلف اضطرابات خاص مشاهده ميشود گاه افلاطونى است و گاه پيرو آراء ارسطو است و همين امور است كه موجب ميشود او را فيلسوف تلفيقى بناميم.
و از طرفى مانند افلاطون گويد نفس عاقله جوهر انسان است و بفناء بدن فانى نمىشود از طرفى ديگر مانند ارسطو گويد نفس صورت و كمال بدن است و قبل از بدن نبوده است و به حدوث بدن حادث شده و همواره سير تكاملى را طى تا بمرتبت كمال خود برسد ماده عقل در روح طفل موجود و بعد از طى مدارج كمال عقل فعال ميشود و يا بدو ميپيوندد (رجوع شود به رسائل متفرقه فارابى ص ١٦ و آراء اهل مدينه فاضله فارابى ص ١٥). الكندى در مورد عقل انسانى تابع نظر و رأى ارسطو است و گويد نفس عبارت از صورت است و كمال جسم است و او را وظائف و آثار زيادى است كه در مراتب مختلف آثار و وظائف مختلف دارد و چنين آغاز سخن كند.
صورت بر دو نوع است يكى صورت هيولانيه كه واقع تحت حس است و ديگر صورتى كه واقع تحت عقل است و آن نوعيت و صورت نوعيه اشياء است.
صورت هيولانيه بالفعل محسوس است و بواسطه افادت نفس در نفس حاصل ميشود و چنين نيست كه وقوع آن در نفس مانند وقوع شىء در ظرف باشد بلكه با نفس متحد ميشود و در نتيجه صور اشياء كه در ذهن و نفس حاصل ميشوند بانطباع نمىباشند بلكه باتحادند و هر يك از قواى انسانى چيزى جداى از نفس نمىباشد و در عين حال در نفس هم نيست چنانكه عضو در جسم است بلكه قوة حاسه خود نفس است در مرحله پست و نفس خود حاس است و بالجمله نفس با حاسه حاسه است با لامسه لامسه است و با ذوق ذائقه و با شم شامه است.
الكندى مسأله اتحاد عاقل و معقول را به ارسطو نسبت داده است و گويد ارسطو قائل باتحاد عاقل و معقول و حاس و محسوس است چنانكه در بحث مربوط باتحاد عاقل و معقول گذشت (رجوع شود به رساله الكندى ص ٣٥٣- ٣٥٦).
ابن سينا در مسأله نفس و عقل انسانى و تقسيمات پيرو عقايد و آراء ارسطو است و در مواردى تحت تأثير