فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٧٤ - ط
يكديگر. و با اجرام سفلى، و مقادير حركات، و اجرام و ابعاد ايشان- و آن را علم هيأت- و علم نجوم خوانند. و احكام نجوم خارج افتد ازين نوع. و چهارم معرفت نسب مؤلفه- و احوال آن، و آن را علم تأليف خوانند. و چون در آوازها بكار دارند- باعتبار تناسب با يكديگر- و كميت زمان سكنات كه در ميان آوازها افتد [آن را] علم موسيقى خوانند.
و فروع «علم» رياضى چند نوع بود، چون: علم مناظر- و مرايا، و علم جبر و مقابله و علم جر اثقال و علم مساحت- و غير آن چون: علم جمع- و تفريق.
بهندى و علم حيل چون: صندوق ساعت و امثال آن. و علم اگر متحركه [و علم تقاويم و علم نقل مياه، و اما اصول علم هشت صنف بود:
اوزان]- و موازين و علم زيجات- و اول معرفت مبادى متغيرات، چون:
زمان- و مكان، و حركت- و سكون، و نهايت و لا نهايت،- و غير آن. و آن را سماع طبيعى گويند. و دوم معرفت اجسام بسيطه و مركبه، و احكام بسايط علوى و سفلى و آن را سما و عالم گويند.
و سيم معرفت اركان- و عناصر و تبدل صور بر ماده مشتركه و آن را علم كون و فساد گويند.
و چهارم معرفت اسباب- و علل حدوث حوادث هوائى- و ارضى مانند:
رعد و برق، و صاعقه- و باران- و برف- و زلزله- و آنچه بدان [ماند] و آن را آثار علوى خوانند.
و پنجم معرفت مركبات- و كيفيت تركيب آن و آن را علم معادن خوانند. و ششم معرفت اجسام ناميه، و نفوس- و قوى آن، و آن را علم نبات خوانند.
و هفتم معرفت احوال اجسام متحركه بحركت ارادى، و مبادى حركات، و احكام نفوس- و قوى آن و آن را علم حيوان خوانند.
و هشتم معرفت احوال نفس ناطقه (انسانى) و چگونگى تدبير- و تصرف او در بدن- و غير بدن، و آن را علم نفس خوانند.
و فروع علم طبيعى نيز بسيار بود مانند: علم طب و علم احكام نجوم و علم فلاحت و غير آن، چون: علم فراست- كه استدلال است از خلق بر خلق، و علم تعبير و علم كيميا و علم طلمسات- كه عبارتست از تمزيج قوى سماوى، بقوى بعضى اجرام ارضى- تا از آن قوتى حاصل شود- كه مبدأ فعلى غريب شود درين عالم. و علم نيرنجات يعنى تمزيج قوى ارضى- بعضى با بعضى- تا از آنجا قوتى با ديد آيد كه ازو فعلى غريب صادر شود.
و اما علم منطق- كه حكيم ارسطاطاليس آن را مدون كرده است- و از قوت بفعل آورده، مقصودست بر دانستن كيفيت دانستن چيزها، و طريق اكتساب مجهولات، بس بحقيقت آن علم است- بعلم، و بمنزلت ادات «تحصيل» ديگر علوم را، و او نه قسم است:
قسم اول ايساغوجى- يعنى مدخل منطق مشتمل بر اقسام الفاظ- و كليات خمسه مفرده: جنس، و نوع، و فصل، و خاصه، و عرض عام.
قسم دوم قاطيغورياس- يعنى