فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٧١٦ - نكته
بر سبيل بدليت بنحوى كه در اكوار و ادوار مختلف بر سبيل تعاقب و استيناف آن مناسبات همىآيد.
اوضاع حركات افلاك نه چنان بود كه پيروان مشاء گفتهاند كه هر فلكى مشخص در حركات بسيار خود از همه وجوه متشبه بيكى از عقول نورى مشخص بود.
زيرا افلاك بسيارند و حركات آنها نيز مختلف بود و آن طور كه خود تصريح كردهاند غرض از حركت افلاك حركت كواكب بود و كوكب در حركات خود گاه راجع بود و گاه مستقيم، گاه در اوج بود و گاه در حضيض و با اين وصف چگونه متشبه به چيز واحد مشخص بود در حال كه آنان معتقد باشراقات كثيره ناشى از تكثر مناسبات نوريه نباشند و بنا بر اين حركات كواكب با همه اختلاف احوال خود نبود مگر بمنظور تحصيل مناسبات اشعه نورى و انوار عقلى در معشوقات و نسبتهاى بعضى از ستارگان به بعضى ديگر نبود مگر تابع مناسبات بعضى از معشوقات به بعضى ديگر تا آنكه بترتيب و تدريج در اكوار و ادوار مختلف بر حسب نسبتهاى قاهريتى كه بسبب آن تشبه ممكن بود آن مناسبات حاصل آيد و سپس دورى ديگر آغاز شود.
و مشائيان در اين تشبيهات بنوعى از مثالى كه خود مردود دانسته و در او بر متقدمان ايراد گرفتهاند اعتراف كنند.
(شرح ش- ص ٣٩٩).
حَركاتِ كَواكِب
- (اصطلاح هيوى) حركات خمسه متحيره گاه مستقيم بود يعنى بر توالى حركت كنند و گاهى راجع يعنى بر خلاف توالى و گاهى مقيم يعنى ساكن نمايند و در حوالى رجعت و استقامت مقيم و ساكن شود چون ثابت شده است كه در ما بين دو حركت مختلف در جهت فى الجمله سكونى متحقق شود.
(از بيست باب ملا مظفر)
حَركَتِ انتِقالى
- اين اصطلاح هيوى و نجومى است) و آن حركت زمين بود بدور آفتاب از مغرب به مشرق كه در مدت سيصد و شصت و پنج روز يك دور طى كند.
(رجوع شود به رياض المنجمين ص ٣٤)
حَركَتِ انبساطى حَركَتِ انقباضى
. رجوع به حركت شود اخوان الصفا دوازده نوع حركت شمردهاند بدين شرح: حركات افلاك حركات كواكب سياره.
حركات كواكب ذوات اذناب.
حركات شهب. حركات هواء. بادها.
حركات حوادث جو. سحاب ابر.
حركات آبها، نهرها بارانها، حركاتى كه در باطن زمين حادث شود مانند زلزله.
حركات جواهر معدنى در باطن زمينى.
حركات حيوانات در جهات ست و ...
(از رساله هشتم از نفسانيات ص ٣٠٦- ٦٠٣٠٧)
حَركَتِ أوج
- رجوع شود به حركات افلاك.
حَركَتِ اينى
- (اصطلاح فلسفى) مراد حركت در مقوله اين است كه نقله هم گويند و انتقال از مكانى است بمكانى ديگر رجوع بحركت شود.
حَركَتِ تَسخيرى
- (اصطلاح فلسفى)