فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٨٨ - س
اوست از بنده بواسطه حال خود انسان و تجلى از قبل عبد زوال حجاب بشريت است و اصقال مرآت قلب است و ستر حق از خواص بندگان جهت ترحمى است كه در حق آنها روا دارد. كه اگر مستور نباشد هرآينه متلاشى شوند و وجود او در عين مكاشفت مستور است از آنها و بعضى گفتهاند كه ستر از قبل عبد بودن بشريت است بين ستر و شهود غيبى و هر گاه نور غيبى آشكار گردد حجاب بشريت بر طرف شود و از قبل حق پوشيدن حال اوست از عبد.
(حاشيه بر شرح قشريه ص ٧٧- شرح گلشن راز ص ٣٩).
عوام در پرده سترند و خواص در دام تجلى، ستر بر عوام عقوبت است و براى خواص رحمت.
سَترِ عَورَت
- (اصطلاح فقهى) ستر يعنى پوشاندن «ستر العورة» پوشانيدن عورت است قبلا و دبرا و آن واجب است در حال نماز.
(از كشاف ج ١ ص ٧١٥) براى زن واجب است كه بجز كف و دو دست و صورت همه بدن خود را بپوشاند و اصولا اطلاق عورت بر زن بتمام بدن او شود و در اين مورد فقط دو كف دست و صورت مستثنى است رجوع شود به (شرح لمعه ج ١ ص ٥١) در معتقد الاماميه در باره ستر عورت آمده است: و عورت مردان پيش و پس ايشان واجب است، و عورت زنان جمله تنهاى ايشان است. و كنيزكان را روا بود سر برهنه نماز كردن. و مردان را از ناف تا سر زانو پوشيدن سنت است، و كنيزكان سر پوشيدن دليل بر آنكه عورت مردان پيش و پس ايشانست، اجماع مسلمانان است. و آنچه زايدست برين از ناف تا زانو، كسى كه دعوى ميكند كه عورت است، و پوشيدن آن واجب است، بر وى بود كه دليل گويد، و در شريعت دليل نيست.
ديگر آنكه، اصل برائت ذمت است از واجبات، و مشغول بودن ذمت بواجبى جز بدليل معلوم نگردد.
و اما آنچه بوى عورت پوشند تا نماز درست باشد محتاج سه شرط است:
يكى آنك ملك باشد يا جارى مجرى ملك باشد.
دوم آنكه پاك باشد از نجاست.
سيم آنكه از آن جمله بود كه از زمين برويد، چون پنبه و كتان يا موى و پشم حيوانى كه گوشت او حلال بود يا پوست وى چون كشتار بود.
و در جامه ابريشمين خالص، و پوست مردار اگر چه دباغت كرده باشند، و آنچه گوشت وى نخورند و اگر چه كشتار باشد روا نباشد نماز كردن.
و در پوست روباه و خرگوش و جامهاى كه از پشم بافته باشند روا نبود نماز كردن.
دليلش اجماع اماميه است. و اجماع ايشان حجت است، از براى بودن قول معصوم در ميان اقوال ايشان.
دوم طريقه احتياط است، زيرا كه هر كه در غير اينها نماز كند باتفاق نمازش درست باشد و ذمتش بيقين برى