فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٢٩ - ع
عالَمِ ضِياء إلهى
- (اصطلاح فلسفى) مراد عالم امر است (اسفار ج ٢ ص ١٢٥).
عالَمِ طَبايِعِ و شَهَوات
- (اصطلاح كلامى و مذهبى و عرفانى) منظور عالم ماده و عالم كون و فساد است.
عالَمِ سِفلى
- (اصطلاح فلسفى طبايع و عناصر.
(انسان ص ٣٥٢)
عالَم طَبيعى يا طبيعت
- (اصطلاح فلسفى) مراد از عالم طبيعى گاه عالم مقابل عالم الهى است و گاه مقابل مجردات و عقول است كه عالم حوادث و زمانيات باشد رجوع به عالم شهادت و (مبدأ و معاد ص ٣٠٢- اسفار ج ٢ ص ١٧٧) شود.
عالَمِ ظُلُمات يا ظُلمانى
- (اصطلاح فلسفى) مراد عالم جسام مظلمه است.
اين اصطلاح اشراقى است (اسفار ج ٣ ص ١٤٠- مجموعه دوم مصنفات ص ١٥٥).
عالَمِ عَقلى
- مراد از عالم عقلى گاهگاه عالم ذهن است كه مقابل عالم خارج از ذهن است و گاه عالم عقول است مقابل عالم اجسام (اسفار ج ٢ ص ١٧٢)
عالَمِ عُقول. عالَمِ عُقولِ مُقَدَّسَه
مراد عالم عقول طوليه است كه عالم قضاء الهى است «و محل القضاء هو المسمى بام الكتاب و اللوح المحفوظ عن النسخ و التغيير لكونه من عالم الجبروت و عالم العقول المقدسة عن التغيير و الزمان» (رسائل ص ٢٨٢ و رجوع شود به اسفار ج ٢ ص ١٧٢- مجموعه دوم مصنفات ص ١٨٦).
عالَمِ غَيب
- (اصطلاح فلسفى) مراد جهان معقول و مجردات نوريه است كه غايب از عالم شهادت ميباشند و بالاخره عالم غيب هم اطلاق بر عالم ذهن و معقولات ذهنى و صور مدركه عقلى شود و هم اطلاق بر عالم عقول و نفوس مجرده شود و هم اطلاق بر عالم برزخ شود و هم بر عالم آخرت و غيب مطلق كه صقع ربوبى است (از اسفار ج ٤ ص ١٠٢). رجوع بعالم شهادت شود.
عالَمِ عِلوى
- (اصطلاح فلسفى) مراد از عالم علوى عالم بالا از فلكيات و كواكب است و گاه اطلاق ديگرى دارد كه خواجه طوسى گويد: و مراد آنها از عالم علو و- سفل مكانى است بحسب حس بلكه هر چه محسوس بود اسفل بود بدين اعتبار اگر چه در مكان اعلى بود و هر چه معقول بود گر چه در مكانى اسفل بود علوى بود.
(اخلاق ناصرى ص ٤١).
عالَمِ عَناصِر
- مراد جهان عنصريات و مواليد است (از مجموعه دوم مصنفات ١٩٧).
عالَمِ كَبير
- (اصطلاح فلسفى) مراد از عالم كبير جهان وجود با نظام كلى و جملى خود ميباشد كه انسان كبير هم گفتهاند چنانكه انسان «بمعناى حيوان ناطق» را عالم صغير هم ناميدهاند و در هر حال رواقيان براى نخستين بار