فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٦٢ - د
تصديقى باشد و گاه اراده ميشود امرى كه از علم بدان علم بشىء ديگر لازم آيد كه دال باشد و دليل بر دو قسم است يا تحقيقى است و يا الزامى دليل تحقيقى آنست كه فى نفس الامر دليل باشد و مسلم نزد خصم هم باشد و دليل الزامى امرى است كه مسلم نزد دو نفر متخاصم نباشد و آن نيز يا «انى» است و يا «لمى» دليل لمى از مؤثر باثر رسيدن است و دليل انى از اثر پى بمؤثر بردن است.
(از دستور ج ٢ ص ١٠٨- كشاف ص ٤٩٢).
و در اصطلاح اصول آنچه بوسيله آن توان بمطلوب رسيد يعنى آنچه بر اثبات حكم و توصل بمطلوب بكار رود. و آن يا قطعى است يا ظنى. و دليل شرعى كتاب و سنت و اجماع و عقل است.
و دليل اجتهادى عبارت از چيزى است كه حكمى واقعى را بنماياند گر چه حكم اولى نباشد. (از خزائن ص ٧١- موافقات ج ٣ ص ٢٥- كشاف ج ١ ص ٥٥٦).
دَليلِ إلزامى
- (اصطلاح اصولى) رجوع بدليل شود.
دَليلِ انسِداد
- (اصطلاح اصولى) يكى از مباحث مهم اصول دليل انسداد است در باب ادله عقليه آمده است كه آيا در زمان غيبت راه و طريق علم باحكام منسد است يا مفتوح، عده از اصوليان بر آنند كه راه علم منسد است و بدين جهت واجب است به ظن و شك و وهم عمل كنيم و ادله آنها اين است كه اولا ما مكلف باحكامى ميباشيم و مانند مجانين و بهائم بلا حكم نمىباشيم و ثانيا ترك احكام و اهمال آنها جايز نيست و ثالثا قرآن و اخبار متواتره كه مفيد علمند تمام احكام را بيان نمىكنند و همين طور اخبار مقرون بقرائن، پس بايد به ظن عمل نمائيم و اگر وافى نبود به شك و اگر نبود به وهم و اين مسأله يعنى حجيت ظن منوط بتماميت دليل انسداد است و اگر گفته شود تمام احكام ما بوسيله اخبار متواتره و محفوف بقرائن علمى ثابت ميشود و دليل انسداد مردود شد، ظن حجت نيست و بالجمله اگر قبول شود كه قرآن ظنية الدلالة است و اخبار ظنية الصدور است و متواترات قطعيه هم كم است ناچار با مقدمات ديگرى كه ما را تكاليفى است و مانند بهائم نمىباشيم و تعطيل احكام روا نباشد ناچار بايد قائل به حجيت ظن شويم. رجوع شود به (رسائل ص ١٠٩- ١٤٤).
دَليلِ تَحقيقى
- رجوع به دليل شود.
دَليلِ خِطاب
- اين اصطلاح اصولى است رجوع به مفهوم موافق شود.
دَليلِ شَرعى
- (اصطلاح اصولى) در مقابل دليل عقلى و عرفى است ادله شرعيه. يا ظنىاند يا قطعى رجوع شود به (موافقات ج ٣ ص ٨، ٢٣).
دَليلِ عَقلى
- (اصطلاح اصولى) در مقابل دليل شرعى و نقلى است و آنچه راجع است به قاعده حسن و قبح و كتاب، سنت، اجماع و عقل. دليل شرعى ميباشد و مدركات و اذعانات عقلى كه راجع به حسن و قبح عقلى ميشود دليل عقلى است كه معظم اصول اديان و اعتقادات باشد رجوع شود به (شرح كفايه ج ٢ ص ١٥٩ خزائن ص ٨٠).
و المراد بالدليل العقلى هو حكم عقلى يتوصل به الى الحكم شرعى و ينتقل من