فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٠٠ - س
و حوامل اين صور كه در جهان ما بود بسى ناقص بود و لكن آنچه در آن جهان بود كامل بود و اينان در آن جهان يعنى جهان برازخ علويه از جهت بقاء علاقتشان با آن برازخ و ظلمات و عدم فساد آنها همچنان جاويدان بمانند.
و اما خداوندان شقاوت و بدبختى، آنان كه گرداگرد دوزخ زانو زدهاند و در ديار خود بر رو بيفتادهاند و مكبين بصدورهم على الارض چه آنكه تناسخ حق باشد يا باطل «زير براهين هر دو طرف در اين باب ناتوانست» هر گاه از كالبدهاى- برزخيه خود بدر آيند آنان را ظلال و سايه بود از صور معلقه بر حسب خويهاى آنان.
(رجوع شود به شرح حكمة الاشراق ص ٤٩٥، ٥٠٥) در عرفان خوشبختى عارف نيل به مقامات معنوى در روز قيامت و بهرمند شدن از فيوضات ربانى و توفيق الهى است كه سالك راه را شامل مىشود.
انصارى گويد: سه چيز است كه سعادت بنده در آنست و روى عبوديت روشن بدان، اشتغال زبان بذكر حق.
و استغراق دل بمهر حق و امتلاى سر از نظر حق.
طوبى كسى را كه الله بسر وى نظر كند تا دل وى بمهر بيارايد و زبان وى بر ذكر دارد و هيچ عزيزتر از نام الله نيست.
ابو عثمان نيشابورى گويد: «علامة السعادة ان تطيع الله و تخاف ان تكون مردودا و علامة الشقاوة ان تعصى الله و ترجوان تكون مقبولا» (از طبقات ص ١٧٥) شقيق بلخى گويد: علامة سعادت پنج است لين القلب، كثرة البكاء، الزهد فى الدنيا و قصر الامل و كثرة الحياء (از عده ج ٤ ص ٤٦٠)
سَعانين
- (گاهشمارى) و آخرين يكشنبه است اندر روزه بزرگ مسيحيان و تفسير او تسبيح باشد و بدين روز مسيح به بيت المقدس اندر آمد، بر ماده خرى نشسته و خركره از پس وى همىدويد و مردمان پيش او تسبيح همىكردند تا بمزكت اندر آمد و امر معروف كرد وز منكر باز داشت و كاهنان را كه دانشمندان جهودانند سرزنش كرد. ايشان كين ور شدند و آهنگ او كردند تا پنهان شد و روز چهارشنبه پاهاى حواريون كه شاگردان وى بودند به شست از بهر تواضع و روز پنجشنبه فسح كرد آنگاه شب آدينه سوى كوه بيرون آمد و از شاگردان او يكى يهودا نام بود. غمز كرد و خبر او را به يهودان اندر داد تا وى را بگرفتند و همه شب او را عذاب كردند بزندان كردند او را نيمروزان آدينه بردار كردند و اين آدينه را جمعة الصلاة خوانند. آنگاه بگور كردند و بماند روز شنبه ... و از گور سپيدهدم يكشنبه بيرون آمد و اندر گور سپيدهدم يكشنبه بيرون امد و اندر گور نماند و اين يكشنبه فطر ترسايان است.
(از التفهيم ص ٢٥٠)
سُعَداء
- (اصطلاح اخلاقى و مذهبى) اخوان الصفا مردم را از لحاظ سعادت و شقاوت بر چهار دسته كردهاند:
١- آنكه هم در دنيا و هم در عقبى سعيد بود.