نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
الرشید " و نام زن را پس از " البالغه العاقله الرشیده " ذکر میکردند . چگونه ممکن است نویسندگان قانون مدنی از این نکته غافل مانده باشند ؟ ! نویسندگان قانون مدنی باور نمیکردهاند که کار انحطاط فکری به اینجا بکشد که با آنکه اهلیت عام را ذکر کردهاند لازم باشد که مجددا مادهای در باب نکاح به بلوغ و عقل و رشد اختصاص دهند . یکی از شارحین قانون مدنی ( آقای دکتر سیدعلی شایگان ) ماده ١٠٦٤ را که میگوید : " عاقد باید بالغ و عاقل و قاصد باشد " بخیال اینکه مربوط بزوجین است و اهلیت آنها را برای نکاح بیان میکند و شرط رشد را ذکر نکرده است ، با ماده ٢١١ که اهلیت عام را ذکر کرده است منافی دانسته و سپس در مقام توجیه برآمده است . در صورتیکه ماده ١٠٦٤ مربوط به عاقد است و لازم نیست عاقد رشید باشد . آنچه در اینمورد قابل اعتراض است عمل مردم ایرانی است نه قانون مدنی و نه قانون اسلام . در میان مردم ما غالب پدران هنوز مانند دوران جاهلیت ، خود را اختیاردار مطلق میدانند و اظهار نظر دختر را در امر انتخاب همسر و شریک زندگی و پدر فرزندان آیندهاش ، بی حیائی و خارج از نزاکت میدانند و به رشد فکری دختر که لزوم آن از مسلمات اسلام است توجهی نمیکنند . چه بسیار است عقدهائی که قبل از رشد دختران صورت میگیرد و شرعا باطل و بلا اثر است . عاقدها از رشد دختر تحقیق و جستجو نمیکنند . بلوغ دختر را کافی میدانند . در صورتیکه میدانیم چه داستانها از علماء بزرگ