نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
طلاق در امریکا بطور متوسط از سالی ٤٠٠٠٠٠ طلاق پائینتر نرفته است و ٤٠ درصد ازدواجهای بهم خورده دهسال یا بیشتر و ١٣ درصد آن ازدواجها بیش از ٢٠ سال دوام داشته است ، سن متوسط دو میلیون زن مطلقه امریکائی ٤٥ سال است ، ٦٢ درصد زنان مطلقه بهنگام جدائی ، کودکان کمتر از ١٨ سال داشتهاند ، زنان مزبور در واقع نسل خاصی را تشکیل میدهند " . سپس مینویسد : " با وجودی که پس از طلاق ، زن امریکائی خویشتن را " آزادتر از آزاد " حس میکند ، ولی مطلقههای امریکائی چه جوان و چه میان سال ، شادکام نیستند و این ناشادی را میتوان از میزان روزافزون مراجعات زنان به روانکاو و روانشناس ، یا از پناه بردن آنها بالکل و یا از افزایش سطح خودکشی در میان آنان دریافت . از هر ٤ زن مطلقه یکی الکلی میشود و میزان خودکشی میان آنها سه برابر زنان شوهردار است . خلاصه اینکه زن امریکائی همینکه از دادگاه طلاق با پیروزی بیرون میآید میفهمد که زندگی بعد از طلاق آنچنان که میپنداشته بهشت نیست . . دنیائی که ازدواج را بعد از قوانین طبیعی ، محکمترین رابطه انسانی دانسته ، بسیار دشوار است که عقیده خوبی درباره زنی که این پیوند را گسسته نشان دهد . ممکن است جامعه چنین زنی را گرامی بدارد ، پرستش کند و حتی بر او غبطه خورد ، ولی هرگز بچشم کسی که در زندگی خصوصی دیگران وارد شود و ایجاد خوشبختی کند بدو نمینگرد " . این مقاله ضمنا این پرسش را طرح میکند که آیا علت طلاقهای فراوان ، ناسازگاری و عدم توافق اخلاقی میان زن و شوهر است یا چیز دیگر است ؟ میگوید " ا گر ناسازگاری را عامل جدائی