نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
طبعا جنگی و حیوان شکاری است عملش مثبت و تهاجمی است ، زن برای او همچون جایزهای است که باید آنرا برباید و مالک شود جفتجوئی جنگ و پیکار است و ازدواج تصاحب و اقتدار . " عفت فراوان زن خادم مقاصد توالد است ، زیرا امتناع محجوبانه او کمکی به انتخاب جنس است . عفت زنان را توانا میسازد که با جستجوی بیشتر عاشق خود را یعنی کسی را که افتخار پدری فرزندان او را خواهد داشت برگزیند . منافع گروه و نوع از زبان زن سخن میگوید . همچنانکه منافع فرد از گلوی مرد بیرون میآید . . . در عشقبازی زن از مرد ماهرتر است زیرا میل او چندان شدید نیست که دیده عقل او را ببندند . " داروین ملاحظه کرده است که در بیشتر انواع ، ماده بعالم عشق بی علاقه است . لمبرزو ، و کیش و کرافت ابینگ میگویند : زنان بیشتر بدنبال ستایشها و تحسینهای مطلق و مبهم مردانند و بیشتر میخواهند مردان بخواست آنها توجه کنند و این امر از میل آنها بلذات جنسی بیشتر است . لمبرزو میگوید : پایه طبیعی عشق زن فقط یک صفت ثانوی از مادری اوست و همه احساسات و عواطفی که زنی را بمردی میپیوندد از دواعی جسمی بر نمیخیزد بلکه از غرائز برای انطباق با اوضاع بوجود آمده است . ویل دورانت در فصلی که تحت عنوان مردان و زنان منعقد کرده میگوید : " کار خاص زن خدمت به بقاء نوع است و کار خاص مرد خدمت به زن و کودک ، ممکن است کارهای دیگری هم داشته باشند ولی همه از روی حکمت و تدبیر تابع این دو کار اساسی گشته است ،