نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦
به کنارهگیری خودش ادامه میداد ، همینکه روشن میشد آبستن شده با او نزدیکی میکرد . این کار را در مورد کسانی میکردند که آنها را برای تولید فرزند از خود شایستهتر میدانستند . و در حقیقت اینکار را برای بهبود نسل و اصلاح نژاد انجام میدادند ، این نوع زناشوئی را که در واقع زناشوئی در خلال ایام زناشوئی دیگر بود نکاح استبضاع مینامیدند . نوع دیگر زناشوئی این بود : گروهی که عدهشان کمتر از ده نفر میبود با یک زن معین رابطه برقرار میکردند ، آن زن آبستن میشد و فرزندی بدنیا میآورد ، در اینوقت آن زن همه آن گروه را نزد خود دعوت میکرد و طبق عادت و رسم آنزمان آن مردان نمیتوانستند از آمدن سرپیچی کنند ، همه میآمدند ، در این هنگام آنزن هر کدام از آن مردان را که خود مایل بود بعنوان پدر برای فرزند خود انتخاب میکرد و آن مرد حق نداشت از قبول آن فرزند امتناع کند . باین ترتیب ، آن فرزند ، فرزند رسمی و قانونی آن مرد محسوب میشد . نوع چهارم این بود که زنی رسما عنوان " روسپی گری " داشت ، هر مردی بدون استثناء میتوانست با او رابطه داشته باشد ، اینگونه زنان معمولا پرچمی بالای خانه خود میزدند ، و با آن علامت شناخته میشدند ، اینچنین زنان پس از آن که فرزندانی بدنیا میآوردند همه مردانی را که با آنها ارتباط داشتند جمع میکردند و آنگاه کاهن و قیافه شناس میآوردند ، قیافه شناس از روی مشخصات قیافه رأی میداد که این فرزند از آن کیست ، و آن مرد هم مجبور بود نظر قیافه شناس را بپذیرد و آن فرزند را فرزند رسمی و قانونی خود بداند . همه این زناشوئیها در جاهلیت وجود داشت ، تا خداوند