نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥
راستی من گاهی در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی چیزهائی میبینم که دچار تردید میشوم . نمیدانم ساده دلی است یا اغفال ؟ یکی از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات این چنین نوشته است : " در حال حاضر در ممالک پیشرفته ، روابط زوجین متکی بر تکالیف حقوقی متقابل است و بنابراین شناخت تعدد زوجات بهر شکل و عنوان ( دائم یا منقطع ) از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشوئی تحمل کند " . من نمیدانم اینگونه اشخاص تصور واقعیشان از این مسأله همین است یا نعل وارونه میزنند ؟ ! آیا اینها واقعا نمیدانند که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است که بر دوش تمام مردان و زنان متأهل سنگینی میکند و راه حل بهتری از تعدد زوجات تا کنون برای این مشکل پیدا نشده است ؟ آیا اینها نمیدانند که چشمها را رویهم گذاشتن و شعار دادن و فریاد زنده باد تک همسری ، و مرگ بر چند همسری دردی دوا نمیکند ؟ آیا اینها نمیدانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطی بحقوق متقابل زن و مرد ندارد ؟ مضحک اینست که میگویند : " تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشوئی تحمل کند " . گذشته از اینکه مقایسه غلطی است ، شاید نمیدانند که دنیای امروز که این آقایان هر پدیدهای را باین نام جذب میکنند و هیچ تردیدی را در صحت