نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
کرده است که خود خواهی و منفعت طلبی که لازمه هر ذیحیاتی است تبدیل بخدمت و تعاون و گذشت و ایثار گردد ، آنها را طالب همزیستی با یکدیگر قرار داده است ، و برای اینکه طرح کاملا عملی شود و جسم و جان آنها را بهتر بهم بپیوندد تفاوتهای عجیب جسمی و روحی در میان آنها قرار داده است و همین تفاوتها است که آنها را بیشتر بیکدیگر جذب میکند ، عاشق و خواهان یکدیگر قرار میدهد . اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود محال بود که بتواند مرد را بخدمت خود وادارد و مرد را شیفته وصال خود نماید ، و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را میداشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالیترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او بحساب آورد . مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است . قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقهمند به یکدیگر قرار داده است ، اما نه از نوع علاقهایکه باشیاء دارند . علاقهای که انسان باشیاء دارد از خودخواهی او ناشی میشود ، یعنی انسان اشیاء را برای خود میخواهد ، بچشم ابزار به آنها نگاه میکند ، میخواهد آنها را فدای خود و آسایش خود کند ، اما علاقه زوجیت باین شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری را میخواهد ، از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت میبرد .
پیوندی بالاتر از شهوت
عجیب است که بعضی از افراد نمیتوانند میان شهوت و رأفت فرق بگذارند ، خیال کردهاند که آنچیزی که زوجین را بیکدیگر پیوند میدهد منحصرا طمع و شهوت است ، حس استخدام