نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨١
مرد موجودی میخواهد که قلب آن موجود را در اختیار داشته باشد ، حامی و مدافع او باشد . برای او فداکاری نماید ، زحمت بکشد و پول درآورد و محصول کار و زحمت خود را نثار او نماید ، غمخوار او باشد . پولی که مرد به زن بعنوان یک " روسپی " میداده و میدهد ، همچنین پولی که زن از راه کار و فعالیت بدست آورده و میآورد ، نه به احتیاجات مالی وسیع زن که چندین برابر احتیاجات مرد است وافی بوده ، و نه ارزش آن پولی را داشته که مرد به خاطر علاقه و محبت و در راه عشق به زن میپرداخته است . احتیاجات مالی وسیع زن را همواره مرد بعنوان یک فداکار تأمین کرده است . بهترین و نیرومندترین مشوق مرد بکار و فعالیت نیز کانون خانوادگی او یعنی همسر و فرزندان او بوده است . زن در چند شوهری هرگز نمیتوانسته است حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت بخود جلب کند . از اینرو چند شوهری نظیر روسپیگری همواره مورد تنفر زن بوده است . علیهذا چند شوهری نه با تمایلات و خواستههای مرد موافقت داشته است و نه با خواستهها و تمایلات زن .
شکست اشتراکیت جنسی
همچنانکه علت شکست اشتراکیت جنسی نیز همین است . اشتراکیت جنسی و از میان رفتن اختصاص از دو طرف ، که نه زن بمرد معینی اختصاص داشته باشد و نه مرد به زن معینی ، همچنانکه اشاره کردیم ، از طرف افلاطون پیشنهاد شد ، منتها در شعاع طبقه حاکمه ، یعنی طبقه حاکمان فیلسوف و فیلسوفان حاکم بعقیده افلاطون . این پیشنهاد نه تنها مورد پذیرش دیگران واقع نشده بلکه خود