نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
صداق و مهر فلسفه وجودی خود را از دست خواهد داد . از آنچه تا کنون گفتهایم بی پایگی این سخنان روشن گشت ، معلوم شد که مهر ، بها یا اجرت نیست و منطق عقلانی هم دارد ، هم معلوم شد زن و مرد در احتیاج بیکدیگر وضع مساوی ندارند و خلقت ، آنها را در دو وضع مختلف قرار داده است . از همه بی پایهتر اینکه فلسفه مهر را وثیقه مالی در مقابل حق طلاق برای مرد ذکر کرده است و مدعی است علت اینکه اسلام مهر را مقرر کرده است ، همین جهت است . از اینگونه اشخاص باید پرسید : چرا اسلام حق طلاق را بمرد داد تا زن بوثیقه مالی احتیاج پیدا کند ؟ بعلاوه معنی این سخن اینست : علت اینکه پیغمبر اکرم برای زنان خود مهر قرار میداد این بود که میخواست به آنها در مقابل خودش وثیقه مالی بدهد و علت اینکه در ازدواج علی و فاطمه برای فاطمه مهر قرار داد این بود که میخواست برای فاطمه در مقابل علی یک وثیقه مالی و وسیله اطمینان فکری بگیرد . اگر این چنین است پس چرا پیغمبر اکرم زنان را توصیه کرد که متقابلا مهر خود را بشوهر ببخشند و برای این بخشش پاداشها ذکر کرد ؟ بعلاوه چرا توصیه کرد که حتی الامکان مهر زنان زیاد نباشد ؟ آیا جز اینست که از نظر پیغمبر اسلام هدیه زناشوئی مرد بنام مهر ، و بخشش مهر یا معادل آن از طرف زن به مرد موجب استحکام الفت و علقه زناشوئی میشود ؟ اگر نظر اسلام باین بود که مهر یک وثیقه مالی باشد ، چرا در کتاب آسمانی خود گفت : " « و آتوا النساء صدقاتهن نحله »" . چرا نگفت " و آتوا النساء صدقاتهن وثیقه " .