نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
و بهره برداری است ، همان چیزی است که انسان را با ماکولات و مشروبات و ملبوسات و مرکوبات پیوند میدهد ، اینها نمیدانند که در خلقت و طبیعت علاوه بر خودخواهی و منفعت طلبی علائق دیگری هم هست ، آن علائق ناشی از خودخواهی نیست ، از علاقه مستقیم به غیر ناشی میشود ، آن علائق است که منشاء فداکاریها و گذشتها و رنج خود را راحت غیر خواستنها واقع میشوند . آن علائق است که نمایش دهنده انسانیت انسان است ، بلکه قسمتی از آنها یعنی در حدودیکه بجفت و فرزند مربوط است در حیوانات نیز دیده میشود . این افراد گمان کردهاند که مرد به زن همیشه به آن چشم نگاه میکرده و میکند که احیانا یک جوان عزب به یک زن هر جائی نگاه میکند ، یعنی فقط شهوت است که آن دو را بیکدیگر پیوند میدهد ، در صورتیکه پیوندی بالاتر از شهوت هست که پایه وحدت زوجین را تشکیل میدهد آن همان چیزی است که قرآن کریم از آن بنامهای " مودت و رحمت " یاد کرده است ، میفرماید : " « و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه »" . چقدر اشتباه است که تاریخ روابط زن و مرد را فقط از نظر حس استخدام و استثمار و بر پایه اصل تنازع بقاء تفسیر کنیم و چقدر مهملات در این زمینه بافته شده است ، راستی من وقتی که برخی نوشتهها را میخوانم و میبینم در تفسیر تاریخ روابط زن و مرد ، یگانه اصلی را که بکار میبرند ، اصل تضاد است ، زن و مرد را مانند دو طبقه دیگر اجتماعی که دائما در جنگ و کشمکش بوده است فرض میکنند ، دچار تعجب میشوم و بر جهالت