نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
قوانین و مقررات و حقوق و وظایف وضع واحد و مشابهی بوجود آورند و تفاوتهای غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند . تفاوتی که میان نظر اسلام و سیستمهای غربی وجود دارد در اینجاست . علیهذا آنچه اکنون در کشورما میان طرفداران حقوق اسلامی از یکطرف و طرفداران پیروی از سیستمهای غربی از طرف دیگر ، مطرح است مسئله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها . کلمه " تساوی حقوق " یک مارک تقلبی است که مقلدان غرب بر روی این ره آورد غربی چسبانیدهاند . این بنده همیشه در نوشتهها و کنفرانسها و سخنرانیهای خود از اینکه این مارک تقلبی را استعمال کنم و این فرضیه را که جز ادعای تشابه و تماثل حقوق زن و مرد نیست بنام تساوی حقوق یاد کنم ، اجتناب داشتهام . من نمیگویم در هیچ جای دنیا ادعای تساوی حقوق زن و مرد معنی نداشته و ندارد و همه قوانین گذشته و حاضر جهان حقوق زن و مرد را بر مبنای ارزش مساوی وضع کردهاند و فقط مشابهت را از میان بردهاند . خیر . چنین ادعائی ندارم . اروپای قبل از قرن بیستم بهترین شاهد است . در اروپای قبل از قرن بیستم زن قانونا و عملا فاقد حقوق انسانی بود . نه حقوقی مساوی با مرد داشت و نه مشابه با او . . . در نهضت عجولانهای که در کمتر از یک قرن اخیر بنام زن و برای زن در اروپا صورت گرفت ، زن کم و بیش حقوقی مشابه با مرد پیدا کرد . اما با توجه بوضع طبیعی و احتیاجات جسمی و روحی زن ، هرگز حقوق مساوی با مرد پیدا نکرد ، زیرا زن اگر بخواهد حقوقی مساوی حقوق مرد و سعادتی مساوی سعادت مرد