نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
افلاطون معتقد است همانطوری که به مردان تعلیمات جنگی داده میشود به زنان نیز باید داده شود ، همانطوری که مردان در مسابقات ورزشی شرکت میکنند ، زنان نیز باید شرکت کنند . اما دو نکته در گفته افلاطون هست : یکی اینکه اعتراف میکند که زنان از مردان چه در نیروهای جسمی ، چه در نیروهای روحی و دماغی ناتوانترند ، یعنی تفاوت زن و مرد را از نظر " کمی " اعتراف دارد هر چند مخالف تفاوت کیفی آنها از لحاظ استعدادها است . افلاطون معتقد است استعدادهائیکه در مردان و زنان وجود دارد مثل یکدیگر است . چیزی که هست زنان در هر رشتهای از رشتهها از مردان ناتوانترند و این جهت سبب نمیشود که هر یک از زن و مرد بکاری غیر از کار دیگری اختصاص داشته باشند . افلاطون روی همین جهت که زن را از مرد ضعیفتر میداند ، خدا را شکر میکند که مرد آفریده شده نه زن . میگوید : " خدا را شکر میکنم که یونانی زائیده شدم نه غیر یونانی ، آزاد بدنیا آمدم نه برده ، مرد آفریده شدم نه زن " . دیگر اینکه افلاطون آنچه در موضوع بهبود نسل ، پرورش متساوی استعدادهای زن و مرد ، اشتراکیت زن و فرزند و غیره گفته همه مربوط است بطبقه حاکمه ، یعنی فیلسوفان حاکم و حاکمان فیلسوف که وی آنها را منحصرا شایسته حکومت میداند . چنانکه میدانیم افلاطون در روش سیاسی مخالف دموکراسی و طرفدار ارستو کراسی است . آنچه افلاطون در زمینههای بالا گفته مربوط است به طبقه آریستو کرات ، و در غیر طبقه اریستوکرات طور دیگری نظر میدهد .