نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨
تقدس ازدواج و لزوم استحکام و خلل ناپذیر بودن آن مورد قبول است . اما بشرطی که عملا این پیوند میان زوجین محفوظ باقی مانده باشد . مواردی پیش میآید که سازش میان زن و شوهر امکان پذیر نیست ، در اینگونه موارد نمیتوان بزور قانون آنها را به هم چسباند و نام آن را پیوند زناشوئی گذاشت ، شکست نظریه کلیسا قطعی است ، بعید نیست کلیسا اجبارا در عقیده خود تجدید نظر کند ، لهذا لزومی ندارد ما بیش از این درباره نظر کلیسا و انتقاد از آن بحث کنیم . ٣ - اینکه ازدواج از طرف مرد قابل فسخ و انحلال است و از طرف زن بهیچ نحو قابل انحلال نیست . در دنیای قدیم چنین نظری وجود داشته است ، ولی امروز گمان نمیکنم طرفدارانی داشته باشد و بهر حال این نظر نیز احتیاجی ببحث و انتقاد ندارد . ٤ - اینکه ازدواج مقدس و کانون خانوادگی محترم است ، اما راه طلاق در شرایط مخصوص برای هر یک از زوجین باید باز باشد و راه خروجی زوج و زوجه از این بن بست باید بیک شکل و یکجور باشد . مدعیان تشابه حقوق زن و مرد در حقوق خانوادگی که بغلط از آن به تساوی حقوق تعبیر میکنند طرفدار این فرضیهاند ، از نظر این گروه همان شرایط و قیود و حدودی که برای زن وجود دارد باید برای مرد وجود داشته باشد و همان راهها که برای خروج مرد از این بن بست باز میشود عینا باید برای زن باز باشد و اگر غیر از این باشد ظلم و تبعیض و نارواست . ٥ - اینکه ازدواج مقدس و کانون خانوادگی محترم و طلاق امر منفور و مبغوضی است ، اجتماع موظف است که علل وقوع