نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
و افترا نیست ، حقایق علمی و تجربی است . اما این تفاوتها بهیچوجه به اینکه مرد یا زن جنس برتر است ، و دیگری جنس پائینتر و پستتر و ناقصتر مربوط نیست . قانون خلقت از این تفاوتها منظوری دیگری داشته است ، قانون خلقت این تفاوتها را برای این بوجود آورده است که پیوند خانوادگی زن و مرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد . قانون خلقت این تفاوتها را به این منظور ایجاد کرده است که بدست خود حقوق و وظائف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کند . قانون خلقت تفاوتهای زن و مرد را به منظوری شبیه منظور اختلافات میان اعضاء یک بدن ایجاد کرده است ، اگر قانون خلقت هر یک از چشم و گوش و پا و دست و ستون فقرات را در وضع مخصوصی قرار داده است نه از آنجهت است که با دو چشم به آنها نگاه میکرده و نظر تبعیض داشته و به نیکی نسبت به دیگری جفا روا داشته است .
تناسب است یا نقص و کمال ؟
یکی از موضوعاتی که برای من موجب تعجب است اینست که بعضی اصرار دارند که تفاوت زن و مرد را در استعدادهای جسمی و روانی بحساب ناقص بودن زن و کاملتر بودن مرد بگذارند ، چنین وانمود میکنند که قانون خلقت بنا بمصلحتی زن را ناقص آفریده است . ناقص الخلقه بودن زن پیش از آنکه در میان ما مردم مشرق زمین مطرح باشد در میان مردم غرب مطرح بوده است . غربیان در طعن به زن و ناقص خواندن وی بیداد کردهاند . گاهی از زبان مذهب و کلیسا گفتهاند : " زن باید از اینکه زن است شرمسار باشد " گاهی گفتهاند : " زن همان موجودی است که