نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
روابط عادلانهای بر اساس قوانین بین موجودات امکان پذیر بوده ، وجود این روابط موجب وضع قوانین شده است . حال اگر بگوئیم جز قوانین واقعی و اولیه که امروز نهی میکنند هیچ امر عادلانه یا ظالمانه دیگر وجود ندارد مثل این است که بگوئیم قبل از ترسیم دائره تمام شعاعهای آن دائره مساوی نیستند " . هربارت سپنسر میگوید " عدالت غیر از احساسات با چیزی دیگر آمیخته است که عبارت از حقوق طبیعی افراد بشر است و برای آنکه عدالت وجود خارجی داشته باشد باید حقوق و امتیازات طبیعی را رعایت و احترام کنند " . حکماء اروپائی که این عقیده را داشتند و دارند و فراوانند ، حقوق بشر که اعلانها و اعلامیهها برای آن تنظیم شد و موادی بعنوان حقوق بشر تعیین شد از همین فرضیه حقوق طبیعی سرچشمه گرفت . یعنی فرضیه حقوق طبیعی و فطری بود که بصورت اعلامیههای حقوق بشر ظاهر شد . و باز چنانکه میدانیم آنچه منتسکیو ، سپنسر و غیر آنها درباره عدالت گفتهاند عین آن چیزی است که متکلمین اسلام درباره حسن و قبح عقلی و اصل عدل گفتهاند . در میان علماء اسلامی افرادی بودند که منکر حقوق ذاتی بوده و عدالت را قراردادی میدانستهاند . همچنانکه در میان اروپائیان نیز این عقیده وجود داشته است . هوبز انگلیسی منکر عدالت بصورت یک امر واقعی است .
اعلامیه حقوق بشر فلسفه است نه قانون
مضحک اینست که میگویند متن اعلامیه حقوق بشر را مجلسین