نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
میجوید ، بلکه برای آن است که در زندگی خود از ازدواج معمولی با یک مرد مسئول مأیوس شده است ، اگر گاهی در سالهای جوانی مفتون عبارات و اصطلاحات سیاسی میگردد و احساس خود را بهمه جنبههای انسانی بسط میدهد ، پس از یافتن شوهر وفاداری از تمام آن فعالیتها چشم میپوشد و بسرعت خود و شوهرش را از این فعالیت عمومی بیرون میکشد و به شوهرش یاد میدهد که حس وفاداری شدید خود را بخانه محدود کند . زن بی اینکه نیاز به تفکر داشته باشد میداند که تنها اصلاحات سالم از خانه برمیخیزد . زن آنجا که مرد خیالی سرگردان را به مرد فداکار و پای بست بخانه و کودکان خود تبدیل میسازد عامل حفظ و بقاء نوع است ، طبیعت به قوانین و دولتها اعتناء ندارد ، عشق او بخانه و کودک است اگر در حفظ اینها موفق شود به دولتها بی قید و بیعلاقه است و به کسانی که سرگرم تغییر این قوانین اساسی هستند میخندد ، اگر امروز طبیعت در حفظ خانواده و کودک ناتوان بنظر میرسد برای آنست که زن مدتی است که طبیعت را از یاد برده است ، ولی شکست طبیعت همیشگی نیست ، هر وقت که بخواهد میتواند بصدها مصالحی که در ذخیره دارد برگردد ، هستند اقوام و نژادهای دیگری که در وسعت و عده از ما بیشترند و طبیعت دوام قطعی و نامشخص خود را میتواند از میان آنها تأمین کند " . این بود بیان کوتاهی از تفاوتهای زن و مرد و نظریات دانشمندان در این زمینه .