نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
مثال دیگر : اصل اجتماعی دیگر در قرآن بیان شده که به مبادله ثروت مربوط است . اسلام اصل مالکیت فردی را پذیرفته است ، و البته میان آنچه اسلام بنام مالکیت میپذیرد با آنچه در دنیای سرمایهداری میگذرد تفاوتهائی وجود دارد که اکنون جای گفتگو در آنها نیست . لازمه مالکیت فردی " مبادله " است . اسلام برای " مبادله " اصولی مقرر کرده است که از آنجمله این اصل است : " « و لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل »" یعنی ثروت را بیهوده در میان خود بجریان نیندازید . یعنی مال و ثروت که دست بدست میگردد و از دست تولید کننده و صاحب اختیار اول خارج شده بدست دیگری میافتد ، و از دست آن دیگری بدست سومی میافتد ، باید در مقابل ، فائده مشروعی باشد که بصاحب ثروت عاید میشود . دست بدست شدن ثروت بدون آنکه یک فایدهای که ارزش انسانی داشته باشد عاید صاحب ثروت بشود ممنوع است . اسلام مالکیت را مساوی با اختیار مطلق نمیداند . از طرف دیگر در مقررات اسلامی تصریح شده که خرید و فروش بعضی چیزها از آنجمله خون و مدفوع انسان ممنوع است . چرا ؟ چون خون انسان یا گوسفند مصرف مفیدی که آنها را با ارزش کند و جزء ثروت انسان قرار دهد نداشته است . ریشه ممنوعیت خرید و فروش خون و مدفوع ، اصل " « و لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل » " است . ممنوعیت خون و مدفوع از نظر اسلام اصالت ندارد ، آنچه اصالت دارد اینست که مبادله باید میان دو شیء مفید بحال بشر صورت بگیرد . ممنوعیت امثال خون و مدفوع انسان ، جامهای است که به تن ممنوعیت گردش بیهوده ثروت پوشانیده شده است ، بعبارت دیگر شکل اجرائی اصل " « لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل »"