نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
اینست که زن عنصر گناه است ، از وجود زن شر و وسوسه برمیخیزد ، زن شیطان کوچک است ، میگویند در هر گناه و جنایتی که مردان مرتکب شدهاند زنی در آن دخالت داشته است ، میگویند مرد در ذات خود از گناه مبرا است و این زن است که مرد را بگناه میکشاند ، میگویند شیطان مستقیما در وجود مرد راه نمییابد و فقط از طریق زن است که مردان را میفریبد ، شیطان زن را وسوسه میکند و زن مرد را ، میگویند آدم اول که فریب شیطان را خورد و از بهشت سعادت بیرون رانده شد از طریق زن بود ، شیطان حوا را فریفت و حوا آدم را . قرآن داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته که شیطان یا مار حوا را فریفت و حوا آدم را ، قرآن نه حوا را بعنوان مسئول اصلی معرفی میکند و نه او را از حساب خارج میکند ، قرآن میگوید به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت سکنی گزینید و از میوههای آن بخورید ، قرآن آنجا که پای وسوسه شیطانی را بمیان میکشد ضمیرها را به شکل " تثنیه " میاورد ، میگوید « فوسوس لهما الشیطان ». شیطان آن دو را وسوسه کرد . « فدلاهما بغرور »شیطان آن دو را بفریب راهنمائی کرد ، « و قاسمهما انی لکما من الناصحین »یعنی شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمیخواهد . به این ترتیب قرآن با یک فکر رائج آن عصر و زمان که هنوز هم در گوشه و کنار جهان بقایائی دارد سخت بمبارزه پرداخت و جنس زن را از این اتهام که عنصر وسوسه و گناه ، و شیطان کوچک است مبرا کرد . یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن وجود