نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
پیدا کند راه منحصرش اینست که مشابهت حقوقی را از میان بردارد ، برای مرد حقوقی متناسب با مرد و برای خودش حقوقی متناسب با خودش قائل شود . تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان مرد و زن برقرار میشود ، و زن از سعادتی مساوی با مرد بلکه بالاتر از آن برخوردار خواهد شد ، و مردان از روی خلوص و بدون شائبه اغفال و فریب کاری برای زنان حقوق مساوی و احیانا بیشتر از خود قائل خواهند شد . و همچنین من هرگز ادعا نمیکنم حقوقی که عملا در اجتماع بظاهر اسلامی ما نصیب زن میشد ارزش مساوی با حقوق مردان داشته است . بارها گفتهام که لازم و ضروری است بوضع زن امروز رسیدگی کامل بشود و حقوق فراوانی که اسلام به زن اعطا کرده و در طول تاریخ عملا متروک شده به او باز پس داده شود ، نه اینکه با تقلید و تبعیت کورکورانه از روش مردم غرب که هزاران بدبختی برای خود آنها بوجود آورده نام قشنگی روی یک فرضیه غلط بگذاریم و بدبختیهای نوع غربی را بر بدبختیهای نوع شرقی زن بیفزائیم . ادعای ما اینست که عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودی که طبیعت زن و مرد را در وضع نامشابهی قرار داده است هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق میکند . و هم سعادت خانوادگی را بهتر تأمین مینماید ، و هم اجتماع را بهتر به جلو میبرد . کاملا توجه داشته باشید ، ما مدعی هستیم که لازمه عدالت و حقوق فطری و انسانی زن و مرد عدم تشابه آنها در پارهای از حقوق است . پس بحث ما صددرصد جنبه فلسفی دارد ، بفلسفه حقوق مربوط است ، به اصلی مربوط است بنام " اصل عدل " که یکی از ارکان کلام و فقه اسلامی است . اصل عدل همان اصلی است