نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
برای حیوانات ، مقتضیات زمان همیشه یک جور است ، اقتضاهای زمان زندگی آنها را دگرگون نمیکند . برای آنها تجدد خواهی و نوپرستی معنی ندارد ، جهان نو و کهنه وجود ندارد . علم برای آنها هر روز کشف تازهای نمیکند و اوضاع آنها را دگرگون نمیسازد ، صنایع سبک و سنگین هر روز بشکل جدیدتر و کاملتری به بازار آنها نمیآید . چرا ؟ چون با غریزه زندگی میکنند ، نه با عقل . اما انسان : زندگی اجتماعی انسان دائما دستخوش تغییر و تحول است . هر قرنی برای انسان دنیا عوض میشود . راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همین جاست ، انسان فرزند بالغ و رشید طبیعت است . به مرحلهای رسیده است که دیگر نیازی به قیمومت و سرپرستی مستقیم طبیعت ، به اینکه نیروی مرموزی بنام غریزه او را هدایت کند ندارد . او با عقل زندگی میکند نه با غریزه . طبیعت ، انسان را بالغ شناخته و آزاد گذاشته و سرپرستی خود را از او برداشته است . آنچه را حیوان با غریزه و با قانون طبیعی غیر قابل سرپیچی انجام میدهد . انسان با نیروی عقل و علم و با قوانین وضعی و تشریعی که قابل سرپیچی است باید انجام دهد . راز فسادها و انحرافهائیکه انسانها از مسیر پیشرفت و تکامل پیدا میکنند ، راز توقفها و انحطاطها ، راز سقوطها و هلاکتها نیز در همین جاست . برای انسان همانطور که راه پیشرفت و ترقی باز است ، راه فساد و انحراف و سقوط هم بسته نیست .