نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٤
بهمکاری خود ادامه دهند . اما ممکن نیست با زور و اجبار قانونی دو نفر را وادار کرد که یکدیگر را دوست داشته باشند نسبت به هم صمیمیت داشته باشند . برای یکدیگر فداکاری کنند ، هر کدام از آنها سعادت دیگری را سعادت خود بداند . اگر بخواهیم میان دو نفر باین شکل رابطه محفوظ بماند باید جز اجبار قانونی ، تدابیر عملی و اجتماعی دیگری بکار بریم . مکانیسم طبیعی ازدواج که اسلام قوانین خود را بر آن اساس وضع کرده این است که زن در منظومه خانوادگی محبوب و محترم باشد . بنابراین اگر به عللی زن از این مقام خود سقوط کرد و شعله محبت مرد نسبت باو خاموش ، و مرد نسبت باو بی علاقه شد ، پایه و رکن اساس خانوادگی خراب شده . یعنی یک اجتماع طبیعی بحکم طبیعت از هم پاشیده است . اسلام بچنین وضعی با نظر تأسف مینگرد ، ولی پس از آنکه میبیند اساس طبیعی این ازدواج متلاشی شده است نمیتواند از لحاظ قانونی آنرا یک امر باقی و زنده فرض کند . اسلام کوششها و تدابیر خاصی بکار میبرد که زندگی خانوادگی از لحاظ طبیعی باقی بماند ، یعنی زن در مقام محبوبیت و مطلوبیت و مرد در مقام طلب و علاقه و حضور بخدمت باقی بماند . توصیههای اسلام بر اینکه زن حتما باید خود را برای شوهر خود بیاراید ، هنرهای خود را در جلوههای تازه برای شوهر به ظهور برساند ، رغبتهای جنسی او را اشباع کند و با پاسخ منفی دادن بتقاضاهای او در او ایجاد عقده و ناراحتی روحی نکند ، و از آن طرف بمرد توصیه کرده به زن خود محبت و مهربانی کند ، باو اظهار عشق و علاقه نماید . محبت خود را کتمان نکند . و