نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣
و نه ، ١١٦٥٤ فاحشه در میان نفوس سیصد هزار نفری آن شهر وجود داشت . . در قرون پانزدهم دختری که در ١٥ سالگی هنوز بشوهر نرفته بود ننگ خانواده بشمار میرفت . در سده شانزدهم " سن ننگین " بهفده سالگی رسانده شد ، تا تحصیلات عالیتر را برای دختر ممکن سازد . مردان که از تمام مزایا و تسهیلات فحشاء برخوردار بودند فقط در صورتی مجذوب ازدواج میشدند که زن برایشان جهاز معتنابهی بیاورد . . . . بنابر آئین ازدواج قرون وسطائی ، چنین انتظار میرفت که در مراحل مختلف دوران زناشوئی ، عشق میان زن و مرد نضج گیرد ، چنانکه در شادی و اندوه ، خوشبختی و بدبختی شریک یکدیگر باشند و ظاهرا در بسیاری از موارد چنین انتظاری برآورده میشد . . . با اینحال زنای محصنه رایج بود . چون بیشتر ازدواجهای طبقات عالی ، اتحادی دیپلماتیک بخاطر منافع سیاسی و اقتصادی بود . بسیاری از شوهران خود را بداشتن معشوقهای ذیحق میدانستند و زن گرچه ممکن بود از این امر اندوهگین شود ، معمولا دیده بر آن میبست یا لب نمیگشود . در میان طبقات متوسط ، برخی از مردان گمان داشتند که زنا تفریح مشروعی است . " ماکیاولی " و دوستانش ظاهرا از داستانهائی که درباره بیوفائیهای خود با یکدیگر رد و بدل میکردند ناراحت نمیشدند . وقتی که در این موارد زن با تقلید از شوی خود انتقام میگرفت شوهر غالبا بر عمل او چشم میپوشید و کلاه غیرت را بالاتر میکشید " . آری این بود نمونهای از زندگی مردمی که همواره تعدد زوجات را بر مشرق یک گناه نابخشودنی میشمارند و احیانا آب و