نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠
بیندیشند و شعاع دورتری را ببینند . " برتراند راسل " در کتاب زناشوئی و اخلاق فصلی تحت عنوان خانواده و دولت باز کرده است ، در آنجا پس از آنکه درباره بعضی دخالتهای فرهنگی و بهداشتی دولت درباره کودکان بحثی میکند ، میگوید : " ظاهرا چیزی نمانده که پدر علت وجودی بیولوژیک خود را از دست بدهد . . . یک عامل نیرومند دیگر در طرد پدر مؤثر است و آن تمایل زنان به استقلال مادی است ، زنانی که در رأی دادن شرکت میکنند ، غالبا متأهل نیستند و اشکالات زنان متأهل امروز بیش از زنان مجرد است و با وجود امتیازات قانونی در رقابت برای مشاغل عقب میمانند . . . برای زنان متأهل دو راه است که استقلال اقتصادی خود را حفظ کنند : یکی آن است که در مشاغل خود باقی بمانند و لازمه این فرض اینست که پرستاری اطفال خود را به پرستاران مزد بگیر واگذار کنند و بالنتیجه کودکستانها و پرورشگاهها توسعه زیادی خواهد یافت و نتیجه منطقی این وضع اینست که از لحاظ روانشناسی برای کودک نه پدری وجود خواهد داشت نه مادری ، راه دیگر آن است که به زنان جوان مساعدهای بپردازند که خودشان از اطفال نگهداری کنند . طریقه اخیر به تنهائی مفید نبوده و باید با مقررات قانونی مبتنی بر استخدام مجدد مادر پس از آنکه طفلش بسن معینی رسید تکمیل شود ، اما این طریقه این امتیاز را دارد که مادر میتواند خود طفلش را بزرگ کند بدون اینکه برای این امر تحت تعلق حقارت آور مردی قرار گیرد . . . . با فرض تصویب چنین قانونی باید انتظار عکس العمل آنرا بر روی اخلاق فامیل داشت . قانون ممکن است مقرر دارد که مادر طفل نامشروع حق مساعده