نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١
٢ - از ناحیه امتناعهای ناجوانمردانه بعضی مردان ، از طلاق زنیکه امید سازش و زندگی مشترک میان آنها وجود ندارد . بسیار اتفاق میافتد که اختلافات زناشوئی به علل خاصی بجائی میکشد که امید رفع آنها از میان میرود ، تمام اقدامات برای اصلاح بی نتیجه میماند ، تنفر شدید میان زن و شوهر حکمفرما میشود و آن دو عملا یکدیگر را ترک میکنند و جدا از هم بسر میبرند . در همچو وضعی هر عاقلی میفهمد راه منحصر بفرد اینستکه این پیوند که عملا بریده شده قانونا نیز بریده شود و هر کدام از اینها همسر دیگری برای خود اختیار کند . اما بعضی از مردان برای اینکه طرف را زجر بدهند و او را در همه عمر از برخورداری از زندگی زناشوئی محروم کنند از طلاق خودداری میکنند و زن بدبخت را در حال بلاتکلیفی ( و به تعبیر قرآن : کالمعلقه ) نگهمیدارند . چون اینگونه افراد که قطعا از اسلام و مسلمانی جز نامی ندارند بنام اسلام و به اتکاء قوانین اسلامی این کارها را میکنند ، این شبهه برای بعضی که با عمق و روح تعلیمات اسلامی آشنا نیستند پیدا شده که آیا اسلام خواسته است کار طلاق بهمین نحو باشد ! ؟ اینها با لحن اعتراض میگویند : آیا واقعا اسلام به مردان اجازه داده که گاهی بوسیله طلاق دادن و گاهی بوسیله طلاق ندادن هر نوع زجری که دلشان میخواهد به زن بدهند و خیالشان هم راحت باشد که از حق مشروع و قانونی خود استفاده کرده و میکنند . میگویند : مگر این کار ظلم نیست ؟ اگر این کار ظلم نیست ؟