نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
این مقاصد اساسی است اما نیمه ناآگاه است و طبیعت معنی انسان و سعادت را در آن نهفته است . . . طبیعت زن بیشتر پناهجوئی است نه جنگجوئی ، بنظر میرسد که در بعضی انواع ماده اصلا غریزه جنگی وجود ندارد ، اگر ماده خود بجنگ آید برای کودکان خویش است . " . . . زن از مرد شکیباتر است ، گرچه شجاعت مرد در کارهای خطیر و بحرانی زندگی بیشتر است اما تحمل دائمی و روزانه زن در مقابل ناراحتیهای جزئی بیشمار بیشتر است . . . جنگجوئی زن در وجود دیگری است ، زن سربازانرا دوست دارد و از مرد توانا خوشش میآید ، در مشاهده قدرت نوعی عامل عجیب خوشی فرودستانه " مازوشیستیک " او را تحریک میکند ، اگر چه خودش قربانی اینقدرت باشد " . " . . . این خوشی دیرین در لذت از قدرت و مردانگی گاهی بر احساسات اقتصادی زن نوین غالب میآید چنانکه گاهی ترجیح میدهد با دیوانه شجاعی ازدواج کند ، زن به مردی که فرماندهی بلد است با خوشحالی تسلیم میشود ، اگر اینروزها فرمان برداری زن کمتر شده است برای آن است که مردان در قدرت و اخلاق ضعیفتر از پیش شدهاند . . . توجه زن به امور خانوادگی است و محیط او معمولا خانه خویش است . او مانند طبیعت عمیق است . اما مانند خانه محدود خود محصور هم هست ، غریزه او را به سنن دیرین میپیوندد ، زن نه در ذهن اهل آزمایش است نه در عادت ، ( باید بعضی از زنان شهرهای بزرگ را استثنا کرد ) اگر هم به عشق آزاد رو میآورد نه برای آن است که در آن آزادی