نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٤
و نقطه پیوند دو طرف بیکدیگر دل است ، عشق و احساسات مانند هر امر روحی دیگر قابل تجزیه و تقسیم نیست ، نمیتوان آنها را میان افراد متعدد سرشکن و جیرهبندی ک رد . مگر ممکن است دل را دو نیم کرد یا در دو جا به گرو گذاشت ؟ مگر میشود قلب را به دو نفر تسلیم کرد ؟ عشق و پرستش یکه شناس است ، شریک و رقیب نمیپذیرد . جو و گندم نیست که بشود پیمانه کرد و بهر نفر سهمی داد . بعلاوه احساسات قابل کنترل نیست ، آدمی در اختیار دل است ، نه دل در اختیار آدمی . پس آن چیزی که روح ازدواج است و جنبه انسانی آنست و روابط دو انسان را از روابط دو حیوان که صرفا شهوانی و غریزی است متمایز میکند نه قابل قسمت است و نه قابل کنترل . پس تعدد زوجات محکوم است . بعقیده ما ، در این بیان قدری اغراق وجود دارد ، زیرا راست است که روح ازدواج ، عاطفه و احساسات است ، هم راست است که احساسات قلبی تحت اختیار آدمی نیست ، اما اینکه گفته میشود احساسات قابل تقسیم نیست ، یک تخیل شاعرانه ، بلکه یک مغالطه است ، زیرا سخن در این نیست که احساسات بخصوصی را مانند یک قطعه جسم دو قسمت کنند و بهر کدام سهمی بدهند ، تا گفته شود که امور روحی قابل تقسیم نیست . سخن در ظرفیت روحی بشر است ، مسلما ظرفیت روحی آدمی آنقدر محدود نیست که نتواند دو علاقه را در خود جای دهد . پدری صاحب ده فرزند میشود و هر ده نفر را تا حد پرستش دوست میدارد ، برای همه آنها فداکاری میکند . بلی ، یک چیز مسلم است و آن اینکه عشق و احساسات هرگز در صورت تعدد آنقدر اوج نمیگیرد که در وحدت میگیرد . اوج