نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
مساعده و نفقه گرفتن مادران از دولت بجای پدر ، تضعیف احساسات مادری ، در آمدن مادری از صورت عاطفی بصورت شغل و کار و کسب . بدیهی است که نتیجه همه اینها سقوط کامل خانواده است که قطعا مستلزم سقوط انسانیت است . همه چیز درست خواهد شد و فقط یک چیز جای خالی خواهد داشت و آن سعادت و مسرت و برخورداری از لذات معنوی مخصوص کانون خانوادگی است . بهر حال منظورم اینست که حتی طرفداران استقلال و آزادی کامل زن و طرد پدر از محیط خانواده ، وظیفه طبیعی زن را در تولید نسل مستلزم حقی و مساعدهای و احیانا مزد و کرایهای میدانند که بعقیده آنها دولت باید این حق را بپردازد . بر خلاف مرد که وظیفه طبیعی او هیچ حقی را ایجاب نمیکند . در قوانین کارگری جهان حداقل مزدی که برای یک مرد قائل میشوند شامل زندگی زن و فرزندانش نیز میشود ، یعنی قوانین کارگری جهان حق نفقه زن و فرزند را به رسمیت میشناسد .
آیا اعلامیه جهانی حقوق بشر به زن توهین کرده است ؟
در اعلامیه حقوق بشر ماده ٢٣ بند ٣ چنین آمده است : " هر کس که کار میکند بمزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق میشود که زندگی او و خانوادهاش را موافق شؤون انسانی تأمین کند " . در ماده ٢٥ بند ١ میگوید : " هر کس حق دارد که سطح زندگانی او ، سلامت و رفاه خود و خانوادهاش را از حیث خوراک