نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧
میشود تکرار کنیم و بگوئیم : " خیلی واضح است که علت تعدد زوجات چیست و چه بوده است ؟ علتش زورگوئی و تسلط مرد و بردگی زن است ، علتش پدرشاهی است ، مرد چون بر زن تسلط و حکمروائی داشته است ، رسوم و قوانین را بنفع خود میچرخانده است ، و لهذا رسم چند زنی را بنفع خود و علیه زن ، قرنها معمول داشته است . و زن چون محکوم مردم بوده است نتوانسته است چند شوهری را بنفع خود مجری دارد . امروز که دوره پایان زورگوئی مرد است امتیاز چند زنی نیز مانند بسیاری از امتیازات غلط دیگر جای خود را بحقوق متساوی و متقابل زن و مرد میدهد " . اگر اینچنین فکر کنیم ، بسیار سطحی و ناشیانه فکر کردهایم نه علت رواج یافتن چند زنی ، زورگوئی مرد بوده است ، و نه علت شکست چند شوهری ضعف و محکومیت زن بوده است ، و نه علت اینکه امروز تعدد زوجات عملا منسوخ میشود اینست که دوران زورگوئی مرد بپایان رسیده است ، و نه مرد امروز بواسطه ترک تعدد زوجات واقعا امتیازی را از دست میدهد . بلکه برعکس امتیازی بنفع خود علیه زن کسب میکند . من منکر عامل " زور و قدرت " بعنوان یکی از عوامل گرداننده تاریخ بشری نیستم ، و هم منکر اینکه مرد در طول تاریخ از قدرت خود علیه زن سوء استفاده کرده نمیباشم . اما معتقدم که منحصر کردن عاملها بعامل زور و قدرت مخصوصا در توجیه و توضیح روابط خانوادگی زن و مرد ناشی از کوته فکری است . اگر نظریه بالا درست باشد ، الزاما باید قبول کنیم که مواقع نادر و استثنائی که چند شوهری معمول شده ، مانند دوره جاهلیت عرب ، و یا زمانی که بقول منتسکیو در میان قبیله نائیر در سواحل