نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦
مادرانه یک زن نسبت بفرزندان بستگی زیادی دارد به احساسات شوهر درباره او . بقول خانم بئاتریس ماربو که قسمتی از گفتار او را در مقاله پیش نقل کردیم احساسات مادری غریزه نیست ، باین معنی که چنین نیست که بهرحال مادر مقادیری احساسات ثابت و غیر قابل کاهش و افزایش نسبت بفرزندان خود داشته باشد ، و برخورداری او از عواطف شوهر تأثیر فراوانی در احساسات مادری او دارد . نتیجه اینکه وجود زن باید از وجود مرد عواطف و احساسات بگیرد تا بتواند فرزندان را از سرچشمه فیاض عواطف خود سیراب کند . مرد مانند کوهسار است و زن بمنزله چشمه و فرزندان بمنزله گلها و گیاهها . چشمه باید باران کوهساران را دریافت و جذب کند تا بتواند آنرا بصورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گلها و گیاهها و سبزهها را شاداب و خرم نماید . اگر باران به کوهساران نبارد یا وضع کوهسار طوری باشد که چیزی جذب زمین نشود ، چشمه خشک و گلها و گیاهها میمیرند . پس همانطوریکه رکن حیات دشت و صحرا ، باران و بالاخص باران کوهستانی است ، رکن حیات خانوادگی احساسات و عواطف مرد نسبت به زن است . از این عواطف است که هم زندگی زن و هم زندگی فرزندان صفا و جلا و خرمی میگیرد . وقتی که احساسات و عواطف مرد نسبت به زن اینچنین وضع و موقعی در روح زندگی خانوادگی دارد ، چگونه ممکنست از قانون بعنوان یک سلاح و یک تازیانه علیه مرد استفاده کرد ؟ اسلام با طلاقهای ناجوانمردانه ، یعنی با اینکه مردی پس از