نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
" خود " را فراموش کرده است ، هم خود را فراموش کرده و هم خدای خود را ، مسئله مهم اینست که " خود " را تحقیر کرده است ، از درون بینی و توجه به باطن و ضمیر غافل شده و توجه خویش را یکسره به دنیای حسی و مادی محدود کرده است ، هدفی برای خود جز چشیدن مادیات نمیبیند و نمیداند ، خلقت را عبث میانگارد ، خود را انکار میکند ، روح خود را از دست داده است . بیشتر بدبختیهای امروز بشر ناشی از این طرز تفکر است و متأسفانه نزدیک است جهانگیر شود و یکباره بشریت را نیست و نابود کند . این طرز تفکر درباره انسان سبب شده که هر چه تمدن توسعه پیدا میکند و عظیمتر میگردد ، متمدن بسوی حقارت میگراید ، این طرز تفکر درباره انسان موجب گشته که انسانهای واقعی را همواره در گذشته باید جستجو کرد و دستگاه عظیم تمدن امروز بساختن هر چیز عالی و دست اول قادر است جز به ساختن انسان . گاندی میگوید : " غربی برای آن مستحق دریافت لقب خدائی زمین است که همه امکانات و موهبتهای زمینی را مالک است ، او بکارهای زمینی قادر است که ملل دیگر آنها را در قدرت خدا میدانند . لکن غربی از یک چیز عاجز است و آن تأمل در باطن خویش است ، تنها این موضوع برای اثبات پوچی درخشندگی کاذب تمدن جدید کافی است . تمدن غربی اگر غربیان را مبتلا بخوردن مشروب و توجه باعمال جنسی نموده است ، بخاطر اینست که غربی بجای " خویشتن جوئی " در پی نسیان و هدر ساختن خویشتن است . . . . قوه عملی او بر اکتشاف و اختراع و تهیه وسائل جنگی ،