نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
و نادانی آنها تأسف میخورم ، اگر تاریخ روابط پدران و فرزندان را بتوان از نظر حس استخدام و استثمار تفسیر کرد روابط تاریخی زنان و شوهران را نیز میتوان از این نظر تفسیر کرد . درست است که مرد از زن همیشه زورمندتر بوده است اما قانون خلقت مرد را از نظر غریزی بشکلی قرار داده است که نمیتوانسته است نوع ستمهائی که به غلامان و بردگان و زیردستان و همسایگان خود روا میداشته درباره زن روا دارد ، همانطوری که نمیتوانسته است آن نوع ستمها را بر فرزندان خود روا دارد . من منکر ستمهای مردان بر زنان نیستم ، منکر تفسیری هستم که از این ستمها میشود ، مردان بر زنان در طول تاریخ ستمهای فراوانی کردهاند اما ریشه این ستمها همان چیزهائی است که سبب شده بفرزندان خود نیز با کمال علاقهای که به آنها و سرنوشت آنها و سعادت آنها داشتهاند ستم کنند ، همان چیزهائی است که سبب شده به نفس خود نیز ستم کنند ، یعنی ریشه جهالت و تعصب و عادت دارد نه ریشه منفعت طلبی ، شاید فرصتی پیش آمد و در موقع مناسبی بحث مفصلی درباره تفسیر تاریخ روابط زن و مرد بنمائیم .
دو گونگی احساسات مرد و زن نسبت به هم
نه تنها علاقه خانوادگی زن و مرد بیکدیگر با علاقه باشیاء فرق میکند ، علاقه خود آنها بیکدیگر نیز متشابه نیست ، یعنی نوع علاقه مرد به زن با نوع علاقه زن به مرد متفاوت است ، با اینکه تجاذب طرفینی است اما بالعکس اجسام بیجان ، جسم کوچکتر جسم بزرگتر را به سوی خود میکشاند ، آفرینش مرد را مظهر