نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٧
خوانده میشدند و مزایای قانونی کمتری داشتند . فرزندان چاکر زن اگر از جنس ذکور بودند در خانه پدر بفرزندی پذیرفته میشدند و اگر دختر بودند به فرزندی پذیرفته نمیشدند . اسلام همه این رسوم و عادات را منسوخ کرد ، اجازه نداد که برای یک زن یا فرزندان او امتیازات قانونی کمتری قائل گردند . ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن ضمن بحث از تعدد زوجات میگوید " بتدریج که ثروت نزدیک فرد بمقدار زیاد جمع میشد و از آن نگرانی پیدا میکرد که چون ثروتش بقسمتهای زیادی منقسم شود سهم هر یک از فرزندان کم خواهد شد ، این فرد بفکر میافتاد که میان زن اصلی و سوگلی ، و همخوابههای خود فرق بگذارد تا میراث تنها نصیب فرزندان زن اصلی شود " . این جمله میرساند که تبعیض میان زنان و فرزندان آنها در دنیای قدیم امر رائجی بوده است . ولی عجیب اینست که ویل دورانت بعد بسخنان خود چنین ادامه میدهد : " تانسل معاصر ، تقریبا زناشوئی در قاره آسیا بدین ترتیب بوده است . کم کم زن اصلی مقام زن منحصر بفرد را پیدا کرد و زنان دیگر یا محبوبههای سری مرد شدند و یا اصلا از میان رفتند " . ویل دورانت توجه نکرده یا نخواسته توجه کند که چهارده قرن است که در آسیا در پرتو دین مقدس اسلام رسم تبعیض میان فرزندان منسوخ شده است . یک زن اصلی و چند محبوبه سری داشتن جزء رسوم اروپائی است نه آسیائی . این رسم اخیرا از اروپا به آسیا سرایت کرده است .