نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢
شهرهای ایتالیای رنسانس یافت میشد دلیلی جست . فرزند حرامزاده نداشتن امتیازی بشمار میرفت . اما داشتن آن ننگ فاحشی نبود . مرد معمولا بهنگام ازدواج زن خود را ترغیب میکرد که طفل حرامزاده خویش را بخانه بیاورد تا با سایر فرزندان آن مرد پرورش یابد . حرامزاده بودن از قدر کسی نمیکاست . داغی که جامعه بر آن میزد چندان مهم نبود . وانگهی مشروعیت را میشد با رشوه دادن به یکی از اعضای کلیسا بدست آورد . در نبودن وارثان مشروع یا ذیصلاحیت پسران حرامزاده ممکن بود بملک یا حتی به تاج و تخت برسند . همانگونه که " فرنته " اول وارث سلطنت " الفونسو " ی اول پادشاه ناپل و " لئونللودسته " جانشین نیکولوی سوم امیر فرارا شد . وقتی که " پیوس " دوم در سال ١٤٥٩ به فرارا آمد ، مورد پذیرائی هفت شاهزاده قرار گرفت ، که همه نامشروع بودند . رقابت حرامزادگان با حلال زادگان منشاء مهمی از کشمکشهای دوره رنسانس بود . . . اما در مورد همجنس گرائی باید بگوئیم که تقریبا یک قسمت اجباری از احیای رسوم یونان باستان بود . . . " سان برناردینو " موارد این عمل شنیع را در ناپل چندان زیاد دید که شهر را بسرنوشت سدوم و عموره تهدید کرد . " آرتینو " این انحراف را در رم نیز بهمان اندازه شایع یافت . . . در مورد فحشاء نیز میتوانیم همینگونه سخن بگوئیم . بنابر روایت اینفسورا " که دوست میداشت آمار خود را در رم پاپ نشین سنگینتر سازد . بسال ١٤٩٠ در میان نفوس نود هزار نفری رم ٦٨٠٠ روسپی ثبت شده وجود داشت ، و این رقم البته شامل روسپیان مخفی و غیر رسمی نمیشد . درونیز طبق آمار سال هزار و پانصد