نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١
در دوره رنسانس شرح میدهد . تمام این فصل که در یازده قسمت ذکر شده ، خواندنی است . من خلاصهای از آنچه تحت عنوان " اخلاق در روابط جنسی " ضمن این فصل آمده است نقل میکنم . ویل دورانت اول مقدمه کوتاهی ذکر میکند و مثل اینکه با این مقدمه قبلا میخواهد معذرت خواهی کرده باشد . مقدمه چنین میگوید : " حال با پرداختن باخلاقیات مردم غیر روحانی و با آغاز از روابط جنسی باید نخست متذکر شویم که مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد ، و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی ، میزان مناسبی از فقر و کار سخت ، و نظارت دائمی زوجه میتواند یک همسری را باو تحمیل کند " . آنگاه باصل مطلب پرداخته میگوید : " معلوم نیست زنای محصنه در قرون وسطی کمتر بوده است تا رنسانس ، و همانگونه که در قرون وسطی زنا با بهادری تلطیف میشد بهمان طریق در دوره رنسانس در میان طبقات تحصیل کرده با آرمانی ساختن ظرافت و سحرآمیزی روحی زن تربیت شده نرمش مییافت . . . دختران خانوادههای اصیل تا حدی از مردانی که با خاندان خودشان تعلق نداشتند نسبتا مجزا نگهداشته میشدند . مزایای عفت پیش از زناشوئی جدا به آنان تعلیم داده میشد . گاه این تعلیم چنان مؤثر میافتاد که بنا به روایت ، زن جوانی پس از تجاوزی که بناموسش شد خود را در آب غرق کرد . آن زن بی شک منحصر بفرد بوده است . زیرا پس از مرگ او اسقفی در صدد بر آمد تا مجسمهای از او بر پا کند . ماجراهای قبل از ازدواج میبایست قابل ملاحظه باشد . و الا مشکل بتوان برای اطفال نامشروع بیشماری که در هر یک از