نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠
نظریه درباره طلاق ذکر کردیم به این ترتیب : ١ - بی اهمیتی طلاق و برداشتن همه قیود اخلاقی و اجتماعی از جلو آن . ٢ - ابدیت همه ازدواجها و جلوگیری از طلاق بطور کلی ( نظریه کلیسای کاتولیک ) . ٣ - ازدواج از طرف مرد قابل انحلال و از طرف زن بهیچوجه قابل انحلال نباشد . ٤ - ازدواج هم از طرف مرد و هم از طرف زن در شرائط خاصی قابل انحلال باشد ، و راهی که برای هر یک از زن و مرد قرار داده میشود یک جور و همانند باشد . ( نظریه مدعیان تساوی حقوق ) ٥ - راه طلاق همانطوریکه برای مرد باز است ، برای زن نیز بسته نیست . اما در خروجی مرد با در خروجی زن دو تا است . در آن مقاله گفتیم که اسلام نظر پنجم را تأیید میکند . از آنچه در مورد شرط ضمن العقد و هم در مورد طلاق قضائی گفتیم معلوم شد که اسلام هر چند طلاق را بصورت یک حق طبیعی برای زن نمیشناسد ، اما راه را بکلی بر او نبسته است و درهای خروجی مخصوصی برای زن باز گذاشته است . درباره طلاق قضائی بیش از اینها میتوان بحث کرد . خصوصا با توجه به عقائدی که ائمه و فقهاء سایر مذاهب اسلامی دارند و عملی که در سایر کشورهای اسلامی بر طبق آنها میشود . اما ما همینقدر را برای این مقالات کافی میدانیم .