نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩
و بسازد و اسلام دستها را روی یکدیگر میگذارد و از دور این وضع ظالمانه را تماشا میکند ؟ عقیده بسیاری همینست . میگویند : از نظر اسلام این کار چارهپذیر نیست ، این یک نوع سرطان است که احیانا افرادی گرفتار آن میشوند و چاره ندارد ، زن باید بسوزد و بسازد تا تدریجا شمع حیاتش خاموش شود . بعقیده اینجانب ، این طرز تفکر با اصول مسلم اسلام تضاد قطعی دارد . دینی که همواره دم از عدل میزند ، " قیام بقسط " یعنی برقراری عدالت را بعنوان یک هدف اصلی و اساسی همه انبیا میشمارد ( « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط » ) چگونه ممکن است برای چنین ظلم فاحش و واضحی چاره اندیشی نکرده باشد ؟ ! مگر ممکن است اسلام قوانین خود را بصورتی وضع کند که نتیجهاش این باشد که بیچارهای مانند یک بیمار سرطانی رنج بکشد تا بمیرد ؟ ! موجب تأسف است که برخی افراد با اینکه اقرار و اعتراف دارند که اسلام دین " عدل " است و خود را از " عدلیه " میشمارند ، اینچنین نظر میدهند . اگر بنا بشود قانون ظالمانهای را تحت عنوان " سرطان " به اسلام ببندیم مانعی نخواهد بود که قانون ستمگرانه دیگریرا بعنوان " کزاز " و قانون دیگریرا به بهانه " سل " و قانون دیگریرا بعنوان " فلج اعصاب " و قوانین ستمگرانه دیگریرا به بهانههای دیگر بپذیریم . اگر اینچنین است پس اصل " عدل " که رکن اساسی تقنین اسلامی است کجا رفت ؟ " قیام بقسط " که هدف انبیا است کجا رفت ؟