نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٣
و اقمار و دموکراسی خجالت میکشم " . این آقایان اولا نتوانستهاند یک امر واضحی را درک کنند و آن اینکه طلاق غیر از فسخ ازدواج است ، اینکه میگویند عقد ازدواج طبیعتا لازم است ، یعنی هیچیک از زوجین ( به استثناء موارد خاصی ) حق فسخ ندارند ، اگر عقد فسخ شود تمام آثار آن از میان میرود و کان لم یکن میشود ، در مواردی که عقد ازدواج فسخ میگردد تمام آثار ، و از آنجمله مهر از میان میرود ، زن حق مطالبه آن را ندارد . همچنین نفقه ایام عده ندارد ، بر خلاف طلاق که علقه زوجیت را از میان میبرد ولی آثار عقد را بکلی از میان نمیبرد ، اگر مردی زنی را عقد کند و برای او فرضا پانصدهزار تومان مهر قرار دهد و بعد از یک روز زندگی زناشوئی بخواهد زن را طلاق دهد باید تمام مهر را بعلاوه نفقه ایام عده بپردازد ، و اگر مرد بعد از عقد و قبل از ارتباط زناشوئی زن را طلاق دهد باید نصف مهر را بپردازد و چون چنین زنی عده ندارد نفقه ایام عده طبعا موضوع ندارد . پس معلوم میشود طلاق نمیتواند همه آثار عقد را از میان ببرد ، در صورتیکه اگر ازدواج نامبرده فسخ بشود ، زن حق مهر ندارد ، از همین جا معلوم میشود طلاق غیر فسخ است . حق طلاق با لازم بودن عقد ازدواج منافات ندارد . اسلام دو حساب قائل شده است : حساب فسخ و حساب طلاق . حق فسخ را در مواردی قرار داده است که پارهای از عیوب در مرد یا زن باشد . این حق را هم به مرد داده و هم به زن بر خلاف حق طلاق که در صورت مردن و بی جان شدن حیات خانوادگی صورت میگیرد و منحصر به مرد است . اینکه اسلام حساب طلاق را از حساب فسخ جدا کرده و برای