نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦
خانه مردی زندگی میکند و چون میان او و خودش دوگانگی قائل نیست و آن خانه را خانه خود و لانه خود میداند منتهای خدمت و مجاهدت را برای سر و سامان دادن به آن خانه بکار میبرد . غالبا زنها ( به استثنای زنان باصطلاح طبقات متجدد شهری " کار خدمت و زحمت و صرفهجوئی در خوراک و لباس و هزینه خانه را بجائی میرسانند که خود مردان را ناراضی میکنند ، از آوردن خدمتکار بخاطر اینکه در هزینه زندگی صرفهجوئی شود مضایقه مینمایند . نیرو و جوانی و سلامت خود را فدای خانه ولانه و آشیانه و در واقع فدای شوهر میکنند . اکنون فرض کنید شوهر چنین زنی پس از سالها زندگی مشترک ، هوس زن نو و طلاق همسر کهنه بسرش میزند و میخواهد زن نو را به لانه و آشیانه زن اول که به قیمت عمر و جوانی و سلامت و آرزوهای بر باد رفته او تمام شده بیاورد . میخواهد با محصول دسترنج زن اول با زن دیگر عیاشی و هوسرانی کند ، تکلیف این کار چیست ؟ اینجا دیگر تنها مسئله بهم خوردن کانون خانوادگی و گسیخته شدن رابطه زوجیت مطرح نیست که گفته شود ناجوانمردی شوهر مرگ ازدواج است و تحمیل زن بمرد ناجوانمرد دون شأن و مقام طبیعی زن است . مسئله دیگری مطرح است : مسئله آواره و بی آشیانه شدن ، مسئله تحویل دادن آشیانه خود ساخته را برقیب ، مسئله هدر رفتن رنجها و کارها و زحمتها و خدمتها مطرح است . شوهر و کانون خانوادگی و خاموش شدن شعله حیات خانوادگی به جهنم ، هر انسانی لانه و آشیانهای میخواهد و به لانه و آشیانهای که به دست خود برای