نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤
سید محمد رشید رضا صاحب تفسیر المنار پس از آنکه رأی میدهد که تشکیل حکمیت واجب است ، به اختلاف علماء اسلامی راجع به وجوب و استحباب این کار اشاره میکند و سپس میگوید : آنچه عملا در میان مسلمین وجود ندارد خود این کار و استفاده از مزایای بی پایان آن است ، طلاقها مرتب صورت میگیرد و شقاقها و خلافها در خانهها راه مییابد بدون آنکه از اصل حکمیت که نص قرآن کریم است کوچکترین استفادهای بشود ، تمام نیروی علماء مسلمین صرف بحث و جذل در اطراف وجوب و استحباب این کار شده است . کسی پیدا نشد که بگوید بالاخره چه واجب و چه مستحب ، چرا قدمی برای عملی شدن آن بر نمیدارید ؟ چرا همه نیروها صرف بحث و جدل میشود ؟ اگر بنا است عمل نشود و مردم از مزایای آن استفاده نکنند چه فرق میکند که واجب باشد یا مستحب ؟ شهید ثانی راجع به شروطی که داورها بخاطر اصلاح میان زوجین میتوانند بزوج تحمیل کنند اینطور میگوید : " مثلا داوران زوج را ملزم میکنند که زوجه را در فلان شهر یا فلان خانه سکنی دهد ، یا اینکه فی المثل مادر خود را یا زن دیگر خود را در خانه او ولو در اتاق جداگانه سکنی ندهد . یا مثلا مهر زن را که بذمه گرفته است نقد بپردازد . یا اگر پولی از زن بقرض گرفته است فورا بپردازد " . غرض اینست که هر اقدامی که سبب تأخیر اقدام زوج در تصمیم بطلاق بشود ، از نظر اسلام عمل صحیح و مطلوبی است . از اینجا پاسخ پرسشی که در مقاله ٢٢ باینصورت مطرح شد : " آیا اجتماع یعنی آن هیئتی که بنام محکمه و غیره نماینده