نظام حقوق زن در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١
همچنین است رابطه انتخاب کنندگان و نمایندگان . این ارتباط نیز یک ارتباطی است که بر اساس علاقه و عقیده و ایمان باید استوار باشد . قلب و احساسات رکن این ارتباط و اجتماع است . مردم باید معتقد و علاقمند و مؤمن باشند به نمایندهای که انتخاب میکنند . حالا اگر مردمی شخصی را انتخاب نکنند نمیتوان و نباید مردم را به انتخاب او مجبور کرد هر چند آن مردم در اشتباه باشند و شخص مورد نظر در منتهای صلاحیت ، و واجد شرائط باشد . زیرا طبیعت انتخاب کردن و رأی دادن با اجبار ناسازگار است و چنین شخصی نمیتواند به استناد صلاحیت خود به دادگاه شکایت کند که چرا مردم مرا که چنین و چنانم انتخاب نمیکنند . کاری که در این قبیل موارد باید انجام داد اینست که سطح فکر مردم بالا برده شود . تربیت آنها بشکل صحیح در آید تا اینکه در وقتی که میخواهند فریضه دینی خود را ادا کنند عادلهای واقعی را پیدا کنند و به آنها ارادت بورزند و اقتدا کنند ، و وقتی که میخواهند فریضه اجتماعی خود را ادا کنند افراد صلاحیتدار را پیدا کنند و از روی میل و علاقه به آنها رأی بدهند و اگر احیانا مردم پس از مدتی ارادت ، تغییر عقیده دادند و بسوی کس دیگر رفتند و بی جهت هم اینکار را کردند ، جای تأسف و تأثر هست ، اما جای اجبار و اکراه و دخالت زور نیست . فریضه خانوادگی نیز درست مانند همان فریضه دینی و فریضه اجتماعی است . پس عمده اینست که بدانیم اسلام زندگی خانوادگی را یک اجتماع طبیعی میداند و برای این اجتماع طبیعی یک مکانیسم مخصوص تشخیص داده است ، و رعایت آن مکانیسم را لازم و غیر قابل تخلف دانسته است .